بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤١٠ - تعاريف ديگر براى مفهوم و منطوق و اعراض مصنف(ره) از آنها
قوله: سواء كانت انشائيّة: ضمير در « كانت » به جمل تركيبيّه راجع است و مثال جمله انشائى مانند:
اجلس الى المساء (تا شب بنشين).
كه اگر بمفهوم غايت قائل باشيم مفهوم اين جمله تركيبى آنستكه:
لا تجلس بعد دخول المساء (پس از درآمدن شب ننشين).
قوله: او اخباريّة: مثل اعطى زيد فقراء البلد الدّراهم (زيد به فقراء شهر خودش دراهم داد).
كه در صورت ثبوت مفهوم در اينجمله و امثال آن مفهومش اينستكه:
ما اعطى زيد الدّرهم بغير فقراء البلد (زيد بغير فقراء شهر خودش دراهم نداد).
قوله: فلا يقال لمدلول المفرد مفهوم: يعنى مفهوم بمعناى سوّم.
قوله: و ان كان من المدلولات الالتزاميّة: مثل معناى جود نسبت به لفظ حاتم كه مدلول التزامى آنست و بآن مفهوم اطلاق نمىشود.
قوله: فمقصودهم منه: ضمير جمع به علماء راجع بوده و ضمير مجرورى به مفهوم برمىگردد.
قوله: تسمية للمدلول باسم الدّالّ: مقصود از « مدلول » معنا بوده و از « دالّ » لفظى است كه بر آن دلالت دارد.
قوله: قد استعمل فيه اللّفظ بقرينة: ضمير در « فيه » به مجاز عود مىكند.
قوله: و عليه: يعنى و بنابر تعريفى كه براى منطوق نموديم.
قوله: فالمفهوم الّذى يقابله: ضمير منصوبى در « يقابله » به منطوق راجع است.
قوله: حاملا له: ضمير در « له » به ماء موصوله راجع است.
قوله: دالّا عليه بالمطابقة: يعنى لم يكن اللّفظ دالّا عليه بالمطابقة.
قوله: و لكن يدلّ عليه باعتباره لازما الخ: در اين عبارت اغلاق مىباشد و بهتر