بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٧١ - اشكال و مناقشه مرحوم مصنف در اعتبارات مذكور
بعبارت ديگر محمول براى موضوع در عالم واقع و نفس الامر ثابت مىباشد.
قوله: مع انّهما عمدة القضايا: ضمير تثنيه در « انّهما » به قضاياى حقيقيّه و خارجيّه عود مىكند.
قوله: يمتنع ايجاده فى الخارج: مثلا مولى اگر به بندهاش بگويد: سر من البصرة الى الكوفة عبد هرگز قادر بر امتثال اين فرمان نيست زيرا سيرى كه مقيّد باشد به شروع از ابتداء بصره تا انتهاى كوفه قابل ايجاد در خارج نيست و فقط موجود ذهنى است چه آنكه مقيّد بما هو مقيّد ظرفى غير از ذهن برايش نمىباشد.
قوله: او نفسه هو الموضوع: ضمير در « نفسه » به اعتبار راجع است.
مؤلّف گويد:
قضيّهاى كه اعتبار « بشرط شيئ» يا « بشرط لا» و يا « لا بشرط» قيد براى موضوعش باشد مانند اينكه بگوئيم انسان بقيد كاتب بودن و بشرط آن كاتب است.
و قضيّهاى كه يكى از اعتبارات سهگانه موضوع بوده نه قيد آن مثل اينكه گفته شود:
اعتبار بشرط شيئ اعتبارى است براى ماهيّت در وقت حكم بر آن.
هردو قضيّه از قضاياى ذهنيّه هستند:
امّا در مثال اوّل جهتش آنستكه موضوع قضيّه ماهيّت مقيّد مىباشد و مقيّد بما هو مقيّد ظرفى غير از ذهن برايش نمىباشد و وقتى موضوع موجود ذهنى بود قطعا محمول نيز در همين ظرف برايش ثابت است.
و امّا در مثال دوّم وجهش آنستكه موضوع عبارتست از « اعتبار بشرط شيئ» و قبلا گفتيم تمام اعتبارات موجودات ذهنى هستند و بدين ترتيب محمول نيز براى آن در ذهن ثابت مىباشد.
قوله: لا المقترنة بلحاظه و اعتباره: ضمير در « لحاظه » و « اعتباره » به ذلك الشّيئ راجع است.
قوله: الماهيّة غير الملاحظ معها الشّيئ الخ: ضمير در « معها » به ماهيّت