بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤١٥ - تعاريف ديگر براى مفهوم و منطوق و اعراض مصنف(ره) از آنها
قوله: و على تقديره: ضمير مجرورى به « نزاع » راجع است يعنى و على تقدير معنا للنّزاع.
قوله: كان الغرض منها: ضمير در « منها » به مباحث الفاظ راجع است.
قوله: تشخيص الظّهور فى الكلام: يعنى غرض در باب الفاظ آنستكه معناى ظاهر را بكمك ابحاث آن مشخّص و محرز نمايند چنانچه شرحش در مجلّد اوّل بتفصيل گذشت.
قوله: و تنقيح صغريّات الخ: مقصود از « تنقيح » تعيين و تشخيص بوده و از « صغريّات » مصاديق و افراد مىباشد.
قوله: بل ينبغى ان يدخل فى مباحث الحجّة: ضمير در « يدخل » به نزاع راجع است.
قوله: و الجواب انّ النّزاع هنا: يعنى در مبحث مفهوم.
قوله: فى اصل ظهور الجملة فيه: ضمير در « فيه » به مفهوم برمىگردد.
قوله: و عدم ظهورها: يعنى ظهور جمله.
قوله: لا فى حجّيّته: يعنى فى حجّيّة المفهوم.
قوله: بعد فرض حصوله: ضمير مجرورى در « حصوله » به مفهوم راجع است.
قوله: هل تدلّ على انتفاء الحكم عند انتفاء الشّرط: اين عبارت معادل ثبوت مفهوم مىباشد چه آنكه اگر جمله شرطيّه در صورت انتفاء شرط بر انتفاء حكم و جواب دلالت كند براى آن مفهوم ثابت است چنانچه در جمله: ان جاء زيد فتصدّق.
شرط « مجئى زيد» بوده و حكم « وجوب تصدّق» مىباشد حال اگر قبول كنيم در صورت انتفاء مجئى وجوب تصدّق نيز منتفى است معنايش اينستكه دلالت اينجمله بر مفهوم را پذيرفتهايم.
قوله: و هل هى ظاهرة فى ذلك: ضمير « هى » به جمله شرطيّه راجع بوده و مشار اليه « ذلك » دلالت جمله شرطيّه بر انتفاء حكم در صورت انتفاء شرط