بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٠٣ - توضيح انحاء در مقام بيان نبودن متكلم
متيقّنى وجود داشت و مولى كلامش را مطلق آورده و بيان نكرد كه قدر متيقّن مزبور تمام الموضوع مىباشد نفس همين عدم بيان دليل و كاشف است كه موضوع حكم همان قدر متيقّن مىباشد نه چيز ديگر.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايد:
آنچه در اينجا آورديم خلاصه مرام مرحوم صاحب كفايه بود كه با تحقيق و شرحش بيان داشتيم ولى در عين حال استاد ما مرحوم نائينى طبق آنچه از تقريرات برمىآيد فرموده صاحب كفايه را نپسنديده و طريق ديگرى اتّخاذ فرموده امّا بنظر ما اقرب بصحّت همان فرموده آخوند صاحب كفايه (ره) مىباشد و در اين قسمت از بحث ديگر كلام را طولانى نكرده و بمناقشه مرحوم نائينى بايشان و جواب از مناقشه نمىپردازيم.
بيان مراد
قوله: هل انّه على النّحو الاوّل الخ: ضمير در « انّه » به بيان راجع است.
قوله: انّه لا ينبغى من الآمر الخ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: نظرا الى انّه اذا كان الخ: ضمير در « انّه » به متكلّم راجع است.
قوله: كفاه ذلك: ضمير منصوبى در « كفاه » به متكلّم عود مىكند و مشار اليه « ذلك » بيان بنحو ثانى مىباشد.
قوله: و هو الامتثال: ضمير « هو » به مطلوب عود مىكند.
قوله: و لا يجب عليه: ضمير در « عليه » به متكلّم عود مىكنند.
قوله: مع ذلك: يعنى مع البيان على النّحو الثّانى.
قوله: بيان انّه تمام الموضوع: ضمير در « انّه » به موضوع برمىگردد.
قوله: و كان تمام الموضوع: ضمير در « كان » به قدر متيقّن راجع است.
قوله: و الّا كان مخلّا بغرضه: كلمه « و الّا» ينى و اگر بيان نكند.
قوله: و من هذا ينتج انّه اذا كان هناك: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن »