بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٤٥ - دليل مصنف(ره) بر مختار خود
ندارد پس نمىتوان گفت ادوات عموم پس از تخصيص در غير موضوعله استعمال شدهاند تا مجازيّت لازم بيايد.
بنابراين در مثال: اكرم كلّ عالم.
لفظ « كلّ » بدون ترديد در معناى عموم استعمال شده چنانچه در « اكرم كلّ عالم الّا الفاسقين» نيز در همين معنى استعمال گرديده منتهى افراد « عالم » قبل از تخصيص بيشتر از افراد آن نسبت به بعد از تخصيص مىباشند زيرا قبلا هم عدول و هم فسّاق جملگى مراد بودند ولى بعدا خصوص عدول اراده شدهاند ولى در عين حال در هردو صورت واجد معناى عموم بوده و بدين ترتيب لفظ « كلّ » در هردو استعمال مفيد معناى عموم مىباشد و شاهد بر اين مدّعا آنستكه:
نمىتوان بجاى كلمه « كلّ » لفظ « بعض » را گذارد در حاليكه اگر « كلّ » نسبت به بعد از تخصيص در معناى خصوص استعمال شده بود مىبايد اين تعويض و تبديل صحيح و جايز باشد چه آنكه پرواضح و روشن است بجاى « اكرم كلّ عالم الّا الفاسقين» صحيح نيست « اكرم بعض العلماء العدول» گذارد زيرا معناى جمله اوّل وجوب اكرام تمام علماء غير فاسق يعنى عدول بوده در حاليكه جمله دوّم وجوب اكرام برخى از علماء عدول را افاده مىكند.
قوله: انّه حقيقية مطلقا: ضمير در « انّه » باستعمال عام در باقى افراد بعد از تخصيص راجع است.
قوله: على سعة مدخولها و عمومه لجميع افراده: ضمير در « مدخولها » به ادات و در « عمومه » و « افراده » به مدخول راجع است.
قوله: فلو اريد منه بعضه: ضمير در « منه » و « بعضه » به مدخول راجع مىباشد.
قوله: فقد استعملت فى غير ما وضعت له: ضمير در « استعملت » و « وضعت » به ادات عموم راجع است.
قوله: لانّه فى التّخصيص الخ: ضمير در « لانّه » بمعناى « شأن » مىباشد.