بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٠٢ - شرح دلالت اقتضاء
مثال سوّم
آيه شريفه:
و أسئل القرية ( از قريه سؤال نما).
صحّت اينكلام عقلا موقوف است بر تقدير كلمه « اهل » يعنى « و اسئل اهل القريه» در نتيجه از باب حذف مضاف است يا معناى اهل را مىتوان مقدّر گرفت تا از باب مجاز در اسناد باشد چه آنكه بدون تقدير يكى از ايندو ظاهر كلام صحيح نيست زيرا سؤال از قريه كه زمين و درخت و ديوار مثلا هست معقول نيست.
مثال چهارم
كلام اهل لسان كه مىگويند:
اعتق عبدك عنّى على الف.
( بندهات را از طرف من در مقابل هزار تومان آزاد بنما).
صحّت اينكلام شرعا موقوف است بر اينكه ابتداء صاحب عبد او را به درخواستكننده تمليك كرده و در قبالش هزار تومان دريافت نمايد و سپس عبد را از طرف او كه مالك جديد شده آزاد نمايد زيرا عتق عبد قبل از اينكه در ملك بيايد صحيح نيست پس تقدير كلام اين مىشود:
ملّكنى العبد بالف ثمّ اعتقه عنّى.
مثال پنجم
بيتى است از شاعر عرب كه گفته:
|
نحن بما عندنا و انت بما |
عندك راض و الرّأى مختلف |