بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٣٦ - سر تقديم ظهور خاص بر عام
بيان مراد
حاصل فرموده مرحوم مصنّف اينستكه:
اساسا هركلامى در صورتى برايش ظهورى منعقد و مستقرّ مىگردد كه بانتهاء رسيده و اجزاء آن كاملا در خارج تحقّق بيابند.
لذا وقتى گفتيم: رأيت اسدا.
ظاهر كلمه « اسد » همان معناى حقيقى آنكه حيوان مفترس است مىباشد لذا اگر متكلّم بهمين مقدار اكتفاء نمايد كلام بر همين معنا استوار بوده و بر معناى ديگرى نبايد حمل شود.
و نيز اگر متكلّم بگويد: ما ضربت احدا.
مخاطب مىبايد كلام را بر اينمعنا حمل كند كه متكلّم هيچكس را نزده يعنى نكره در سياق نفى را مىبايد بر عموم حمل نمايد.
بلى، در صورتيكه در عبارت اوّل از قيد « يرمى » و در مثال دوّم از لفظ « الّا زيد» استفاده شود از ظهور معناى اوّلى بايد رفع يد كرده و بر معنائى كه قرينه و مخصّص بر آن دلالت دارند كلام حمل گردد زيرا همانطوريكه قبلا گفته شد قرائن كه از جمله آنها مخصّص مىباشد شارح مراد و موضح مقصود هستند و محور افاده و استفاده بر آنها استوار است از اينرو تا ماداميكه متكلّم شاغل به تكلّم بوده و كلامش باتمام نرسيده مخاطب حقّ ندارد از سخن او استظهار كرده و بآنچه كلام بدوا در آن ظاهر است اخذ نمايد زيرا بسا ممكنست متكلّم در انتهاء سخنانش قرينهاى آورد كه كلام را از ظهور ابتدائى منقلب به معناى ديگرى بنمايد پس ظهور الفاظ در معانى تابع نصب و عدم نصب قريه مىباشد باينمعنا اگر قرينه صارفه در كلام ذكر گردد ظهور كلام بر طبق آن منعقد مىشود و در غير اينصورت بهمان ظهور بدوى بايد اخذ شود فلذا اگر قرينه خود مجمل باشد اصل معناى كلام را نيز مجمل مىنمايد مثلا اگر گفته شود: رأيت اسدا يرمى.
و فرض كنيم كلمه « يرمى » نسبت به رمى رصاص و گل يا سنگ مساوى