بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٤٢ - مسئله دوم متلازم بودن اطلاق و تقييد
بالنّسبة الى هذا القيد. و ذكرنا هناك كيف يمكن استكشاف ارادة الاطلاق باطلاق المقام لا باطلاق الكلام الواحد.
ترجمه:
مسئله دوّم: متلازم بودن اطلاق و تقييد
قبلا اشاره نموديم كه تقابل بين اطلاق و تقييد از باب تقابل ملكه و عدم آن مىباشد زيرا اطلاق يعنى عدم تقييد در چيزى كه شأن تقييد را دارد بنابراين اطلاق از حيث امكان تابع تقييد مىباشد يعنى وقتى در كلام و لسان دليل تقييد امكان داشته باشد و معذلك اثرى از قيد نبينيم تحقّق اطلاق امر ممكنى مىباشد چنانچه در صورت امتناع تقييد البتّه اطلاق نيز مستحيل است باينمعنا در كلامى كه تقييد اصولا محال مىباشد نمىتوان فرض نمود كه مقصود متكلّم مطلق مىباشد بلكه مثل چنين كلامى را نه مطلق خوانند و نه مقيّد اگرچه بحسب واقع متكلّم الزاما يكى از ايندو را اراده نموده است و مثال آنرا در مبحث توصّلى و تعبّدى قبلا آورده و در آنجا گفتيم:
امتناع تقييد امر بقصد امتثال مستلزم آنست كه از اين نظر و بملاحظه اين قيد نيز اطلاق نداشته باشد لذا « امر » نه مقيّد است به قصد امتثال و نه مطلق مىباشد.
و در همان مبحث اضافه كرديم:
چگونه ممكنست بواسطه اطلاق مقامى نه اطلاق كلام واحد اراده اطلاق را كشف نمود.
بيان مراد
حاصل مقصود مصنّف اينستكه:
تقابل بين اطلاق و تقييد از سنخ تقابل بين عدم و ملكه مىباشد، بنابراين مطلق بكلامى مىتوان اطلاق كرد كه صلاحيّت و شأنيّت براى تقييد را داشته