بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٥٣ - مسئله تعدد شرط و اتحاد جزا
بيان مراد
قوله: فيتسائل فيها: يعنى در مسئله گذشته سؤال از اين بود ...
قوله: اذا كان تعدّدها: يعنى تعدّد اسباب.
قوله: فتتداخل الاسباب: اين عبارت نتيجه و تفريع است بر « لا يقتضى».
قوله: و ينبغى ان تسمّى: ضمير نائب فاعلى در « تسمّى » بمسئله گذشته راجع است.
قوله: اذا كانت تشترك فى الاسم و الحقيقة: ضمير در « كانت » به اسباب عود مىكند.
قوله: كالاغسال: مثل اينكه به عهده شخصى غسل جنابت و حيض و مسّ ميّت باشد.
قوله: هل يصحّ ان يكتفى عنها بوجود واحد: ضمير در « عنها » به مسبّبات عود مىكند.
قوله: بوجود واحد لها: ضمير در « لها » به مسبّبات برمىگردد.
قوله: و القاعدة فيها: يعنى فى المسبّبات المتعدّده.
قوله: ايضا: يعنى همانطوريكه در اسباب متعدّد چنين بود.
قوله: و السّرّ فى ذلك: مشار اليه « ذلك » عدم تداخل مسبّبات مىباشد.
قوله: و ان اتى به: ضمير در « به » به فعل واحد راجع است.
قوله: امتثالا خاصّا به: ضمير در « به » به كلّ وجوب عود مىكند.
قوله: لا يغنى عنه امتثال الآخر: ضمير در « عنه » به كلّ وجوب راجع است.
قوله: نعم قد يستثنى من ذلك: يعنى من قاعدة عدم التّداخل.
قوله: تصدّق على ابن سبيل: بين ابن سبيل و مسكين نسبت عموم و خصوصن من وجه مىباشد چه آنكه در يك مادّه هردو مجتمع هستند و آن فقيرى است كه ابن سبيل بوده يعنى در سفر عجز و درمانده شده باشد و در دو مادّه از هم افتراق دارند مثل فقيرى كه ابن سبيل نبوده و در حضر باشد يا ابن سبيلى كه فقير و مسكين فرض