بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٧٣ - تقريب مرحوم مصنف براى مصحح بودن اعتبارات نسبت بموضوعيت موضوع
لا يلزم أن يكون الموضوع له هو المعنى بماله من الاعتبار الذّهني، بل الموضوع له نفس المعتبر و ذاته لا بما هو معتبر، و الاعتبار مصحّح للوضع.
ترجمه:
تقريب مرحوم مصنّف براى مصحّح بودن اعتبارات نسبت بموضوعيّت موضوع
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
و از امورى كه گفته ما يعنى مصحّح بودن اعتبارات نسبت بموضوعيّت موضوع را تقريب كرده و با توجّه بآن بخوبى مىتوان باين نكته پى برد كه اعتبارات مزبور بعنوان قيد براى موضوع اخذ نمىشوند اگرچه در وقت حكم بر موضوع ناچاريم از آنها اينستكه:
هرموضوع و محمولى را بايد در مقام حمل تصوّر نمود و الّا حمل محمول بر موضوع مستحيل و غير ممكن مىگردد ولى در عين حال بايد توجّه داشت اين اجبار و الزام در تصوّر باعث آن نمىشود كه تصوّر بعنوان قيد براى موضوع يا محمول قرار داده شود بلكه مصحّح حمل بوده بطورى كه در صورت فقدانش حمل امكانپذير نيست.
و نيز در وقت استعمال لفظ در معنا ناچاريم كه لفظ و معنا را تصوّر نمائيم ولى اين تصوّر نه قيد براى لفظ بوده و نه براى معنا لذا بايد بگوئيم:
لفظ بما اينكه متصوّر در ذهن است دالّ بر معنا نيست اگرچه دلالتش بر معنا در ظرف تصوّر صورت مىگيرد چنانچه معنا بملاحظه اينكه متصوّر است مدلول لفظ نبوده و لو مدلوليّتش در وعاء و موطن تصوّر مىباشد و اساسا مستحيل است كه تصوّر قيد براى لفظ يا معنا باشد ولى در عين حال استعمال بدون اين تصوّر صحيح نيست پس تصوّر مقوّم استعمال بوده نه مقوّم مستعمل فيه و يا لفظ چنانچه همين تصوّر مقوّم حمل و مصحّح آنست نه مقوّم محمول و نه محمول عليه.
بنابراين مقصود و مراد ما واضح و روشن مىشود و آن اينستكه:
وقتى اراده كرديم لفظى را براى معنائى وضع نمائيم معقول نيست كه