بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٢٠ - عموم بدلى
بلى، استفاده عموم در اينقسم اگر بمقتضاى اطلاق و مقدّمات حكمت باشد البتّه آنرا بايد از اقسام مطلق شمرد نه عام و بهرتقدير عموم متعلّق حكم و شمولش نسبت باحوال و افراد زمانيكه متعلّق امر وجوبى يا استحبابى باشد اكثرا از قبيل عموم بدلى مىباشد.
سپس مىفرمايد:
پس از توجّه بمقدّمهاى كه ذكر نموديم اينك سزاوار است شروع در تفصيل مباحث عام و خاص نموده و از آنها در چند فصل ياد كنيم:
بيان مراد
قوله: شاملا لكلّ فرد فرد: مقصود اينستكه حكم در آن واحد تمام افراد عام را شامل شود و باصطلاح عموم و شمول عرضى باشد مانند: و العصر انّ الانسان لفى خسر يا اكرم كلّ رجل.
قوله: لواحد من الافراد على البدل: يعنى حكم شامل هرفردى بدل و بجاى فرد ديگر گردد و در اصطلاح از آن به عموم طولى ياد مىكنند.
قوله: فيه مسامحة: ضمير در « فيه » به عدّ راجع است.
قوله: بمقتضى الاطلاق: يعنى ببركت مقدّمات حكمت و آنها عبارتند از:
١- متكلّم در مقام بيان تمام مراد خويش باشد.
٢- قدر متيقّن در مقام تخاطب وجود نداشته باشد.
٣- قرينه معيّنه در دست نداشته باشيم.
قوله: فهو يدخل فى المطلق: ضمير « هو » به قسم سوّم راجع است.
قوله: عموم متعلّق الحكم لاحواله: يعنى لاحوال المتعلّق و مقصود از عموم احوالى آنستكه در تمام حالاتى كه متعلّق دارد حكم برايش ثابت باشد مانند شمول وجوب اكرام نسبت بعالم اعمّ از آنكه قائم بوده يا قاعد باشد، خواب بوده يا بيدار باشد، متحرّك بوده يا ساكن باشد، در حضر بوده يا در سفر باشد.