بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٨٢ - مقصود از كلمه«حتى»
قوله: و عليه: يعنى و بنابر اينكه مدرك در دلالت بر مفهوم تقييد حكم باشد.
قوله: فما علم فى التّقييد الخ: يعنى پس ماداميكه در تقييد بغايت بدانيم ...
قوله: انّه راجع الى الحكم: ضمير در « انّه » به تقييد راجع است.
قوله: فلا اشكال فى ظهوره: ضمير در « ظهوره » به تقييد به غايت راجع است.
قوله: و ان لم يعلم ذلك: مشار اليه « ذلك » رجوع تقييد به حكم مىباشد.
قوله: فى رجوعها الى الحكم: ضمير در « رجوعها » به غايت برمىگردد.
قوله: و انّها غاية للنّسبة الواقعة قبلها: ضمائر مؤنّث تماما به غايت برمىگردند.
قوله: و كونها غاية لنفس الموضوع: ضمير در « كونها » به غايت راجع است و « كونها » مبتداء و خبرش « هو الّذى» مىباشد مثال موردى كه غايت، غايت براى نفس موضوع باشد اينستكه بگوئيم:
صمت من الفجر الى المغرب معنايش اينستكه:
زمانى را كه عبارتست از ابتداء فجر تا اوّل مغرب روزه گرفتم.
پس در اينمثال موضوع را زمان واقع بين فجر و مغرب ملاحظه كرده سپس حكم نمودهايم باينكه در اين زمان روزه واقع شده. چنانچه در مثال: سرت من البصرة الى الكوفه مىگوئيم:
موضوع سير عبارتست از مكان واقع بين ابتداء بصره تا اوّل كوفه كه شخص اين مسافت را طى نموده است.
قوله: او نفس المحمول: مثال موردى كه غايت قيد براى نفس محمول باشد مانند اينكه گفته شود:
غسلت اليد الى المرفق، موضوع « يد » و محمول « غسل » مىباشد و « الى المرفق» را اگر قيد موضوع قرار دهيم معناى عبارت اينستكه:
دست مقيّد به تا مرفق را شستم.
و اگر آنرا قيد براى محمول قرار دهيم معنا اينستكه: