بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٨٠ - مقصود از كلمه«حتى»
كلمه « حتّى » از حكم ما قبل خارجست.
بنابراين كلمه « حتّى » كه در اينجا مورد بحث بوده همان حتّى جارّه است كه حضرات فرمودهاند:
آيا ما بعدش واجد حكم ما قبل بوده يا با آن فرق دارد.
نكته دوّم
آيا تقييد به غايت داراى مفهوم بوده باين معنا كه دلالت بر انتفاء سنخ حكم از نفس غايت و آنچه ماوراء آنست مىنمايد يا چنين دلالتى ندارد لذا قائلين به ثبوت مفهوم در مثل: اتمّوا الصّيام الى اللّيل مىگويند نه در شب و نه در ازمنه بعد از آن گرفتن روزه واجب است.
البتّه بايد توجّه داشت كه محلّ صحبت در جائى است كه با كلام قرائن خاصّه دالّه بر انتفاء سنخ حكم از غايت و ماوراء آن وجود نداشته باشد.
سپس مرحوم مصنّف در مقام اظهار رأى خود فرموده:
بعقيده ما مدرك براى ثبوت مفهوم در غايت همان دليل و مدركى است كه در بحث مفهوم شرط و وصف مطرح گرديد يعنى مىگوئيم:
اگر تقييد بغايت راجع به تقييد حكم باشد مسلّما براى غايت مفهوم ثابت است چه آنكه هرحكم مقيّدى پس از زوال قيد آن نيز منتفى مىگردد.
ولى اگر غايت قيد براى موضوع يا محمول باشد بدون شكّ مفهومى براى تقييد بغايت نمىتوان اثبات كرد.
پس ثبوت مفهوم و نفى آن دائرمدار اينستكه تقييد راجع به تقييد حكم بوده يا بموضوع و محمول راجع است.
بنابراين در مواردى كه مىدانيم غايت قيد براى حكم است بدون اشكال مفهوم ثابت بوده و از محل نزاع خارج بايد باشد نظير حديث شريف « كلّ شيئ طاهر حتّى تعلم انّه نجس».
چه آنكه علم به نجاست قيد است براى حكم بطهارت نمودن يعنى اينحكم