بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٦١ - دوم - مفهوم وصف موضوع بحث
محلّ كلام راجع است.
قوله: و السّرّ فى ذلك: مشار اليه « ذلك » اشتراط اعتماد وصف بر موصوف مىباشد.
قوله: لا بدّ فيها: ضمير در « فيها » به دلالت بر انتفاء وصف عود مىكند.
قوله: يقيّد بالوصف مرّة: ضمير نائب فاعلى در « يقيّد » به موضوع راجع ميباشد.
قوله: و يتجرّد عنه اخرى: ضمير در « يتجرّد » به موضوع راجع بوده و در « عنه » به وصف برمىگردد.
قوله: حتّى يمكن فرض نفى الحكم عنه: ضمير در « عنه » به موضوع برمىگردد.
قوله: ان يكون اخصّ من الموصوف مطلقا: ضمير در « يكون » به وصف راجع است و مقصود از « مطلقا » اخصّ مطلق مىباشد.
قوله: او من وجه: يعنى وصف اخصّ من وجه از موصوف باشد.
قوله: لانّه لو كان مساويا: ضمير در « لانّه » به وصف راجع بوده و مقصود از « مساويا » مساويا للموصوف مىباشد مانند: اكرم انسانا حيوان النّاطق.
قوله: او اعمّ مطلقا: يعنى وصف اعمّ مطلق از موصوف باشد مانند اكرم الانسان حيوانا.
قوله: لا يوجب تضييقا و تقييدا فى الموصوف: زيرا وصف مساوى بحسب فرض از حيث سعه و ضيق با موصوف در يك عرض بوده و تضييق از ناحيه چنين وصفى اصلا معقول نيست.
و امّا وصف اعمّ نه تنها تضييق در دائره موصوف ايجاد نكرده بلكه بآن توسعه نيز مىدهد در نتيجه در فرض تساوى وصف با موصوف، انتفاء وصف مساوى با انتفاء موصوف بوده و بدين ترتيب انتفاء حكم از باب سالبه بانتفاء موضوع مىگردد.
و در صورتيكه وصف اعمّ از موصوف باشد انتفاء آن بطريق اولى مستلزم انتفاء موضوع بوده و باز محذور سابق الذّكر لازم مىآيد.
قوله: لو كان له مفهوم: ضمير در « له » به مثال « فى الغنم السّائمة زكاة»