بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٤٥ - مسئله سوم اطلاق در جملات
بوده نه اطلاق در جملات و شايد بتوان گفت كه عدم شمول بحث نسبت باطلاق جملات بملاحظه آنستكه ضابط كلّى براى تشخيص جملات مطلقه و مقيّده وجود ندارد اگرچه حقّ اينستكه بحث از مقدّمات حكمت كه براى احراز اطلاق تأسيس شده شامل اطلاق در جملات نيز مىشود.
البتّه مخفى نماند كه از اطلاق برخى جملات همچون صيغه افعل و جمله شرطيّه و امثال آن بمناسبتى كه پيش آيد صحبت خواهيم نمود.
بيان مراد
قوله: كما يظهر من كلمات الاصوليّين: يعنى از كلمات ايشان اينطور استفاده مىشود كه اطلاق بمفردات اختصاص ندارد.
قوله: فانّ الاطلاق فيها: ضمير در « فيها » به صيغه « افعل » راجع است.
قوله: و مثله اطلاق الجملة الشّرطيّة: ضمير در « مثله » به اطلاق صيغه افعل راجع است.
قوله: فى استفادة الانحصار فى الشّرط: مثلا در جمله: ان جاء زيد فاكرمه مىگويند علّت وجوب اكرام منحصرا مجيئ زيد است زيرا اگر غير از مجيئ امر ديگرى در آن دخيل مىبود بر متكلّم لازم بود در كلام ذكر مىكرد و چون نامى از غير مجيئ نبرده پس معلوم مىشود علّت منحصر در شرط مىباشد.
قوله: ضابط كلّى لمطلقاتها: يعنى مطلقات الجملة.
متن:
المسألة الرّابعة- هل الاطلاق بالوضع؟
لا شكّ في انّ الاطلاق في الاعلام بالنّسبة الى الاحوال- كما تقدّمت الاشارة اليه- ليس بالوضع، بل انّما يستفاد من مقدّمات الحكمة.
و كذلك اطلاق الجمل و ما شابهها- ايضا- ليس بالوضع بل بمقدّمات الحكمة. و هذا لا خلاف فيه.