بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦١٧ - مقاله مرحوم مصنف در رابطه با مسئله تخصيص عام قرآنى بخبر واحد
نمود زيرا فرض كلام اينستكه براى ظاهر قرآن از اين نظر هيچ علاقهاى در ارتباط با خبر وجود نداشته تا ناظر بآن و مفسّرش باشد پس لسان خبر لسانى است كه مبيّن كتاب بوده لاجرم بر آن مقدّم مىشود ولى كتاب چون در صدد بيان دليل حجّيّت خبر نيست از اينرو معنا ندارد كه بر آن مقدّم گردد.
و اگر بخواهيد مىتوانيد اين طور تقرير كنيد:
بحسب فرض خبر قرينه براى كتاب مىباشد و اصلى كه در قرينه جارى است در اينجا عبارتست از:
اصالة عدم كذب الرّاوى يعنى اصل اوّلى آنستكه راوى خبر دروغ نمىگويد و اين اصل بر اصل جارى در صاحب قرينه يعنى كتاب مقدّم مىباشد زيرا اصل جارى در قرآن اصالة العموم است و بدون شكّ و شبهه با قيام قرينه نوبت به اجراء چنين اصلى نمىرسد.
بيان مراد
قوله: لانّه بدلالته: ضمير منصوبى در « لانّه » و ضمير مجرورى در « دلالته » به خبر راجعند.
قوله: فانّه غير صالح لرفع اليد الخ: ضمير در « فانّه » به كتاب راجع است.
قوله: لانّه لا علاقة له فيه: ضمير در « لانّه » بمعناى « شأن » بوده و ضمير در « له » به كتاب و در « فيه » به رفع يد راجع مىباشد.
قوله: من هذه الجهة: يعنى از جهت دلالت خبر.
قوله: حتّى يكون ناظرا اليه: ضمير در « يكون » به كتاب و در « اليه » به خبر راجع است.
قوله: و مفسّرا له: ضمير در « له » به خبر برمىگردد.
قوله: فيقدّم عليه: ضمير نائب فاعلى در « يقدّم » به خبر و ضمير مجرورى در « عليه » به كتاب برمىگردد.