بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٦٠ - اصطلاحات در كلمه«لا بشرط»
تشخّصى كه براى افرادش (اعتبارات سهگانه) هست نمىباشد زيرا در غير اينصورت مقسم نمىبود و اين خاصيّت در تمام ماهيّات و مفاهيمى كه بعنوان مقسم ملاحظه مىشوند وجود دارد چنانچه حيوان بعنوان مقسم بودن براى انسان و حيوانات صامت همينطور است يعنى غير از تعيّن و تشخّصى كه براى انسان يا حيوانات صامت است تعيّن و تشخّصى عليحدّه و مستقلّ ندارد.
٣- لا بشرط قسمى: و آن اعتبار سوّم از سه قسم اعتبارى است كه براى ماهيّتى كه آنرا با خارج از ذاتش مىسنجيم مىباشد.
و پس از شرح اين سه قسم معلوم و واضح شد كه ماهيّت مهمله چيزى است و لا بشرط مقسمى چيزى ديگر و بين ايندو فرق بسيار است چنانچه بدست آمد كه معنا ندارد لا بشرط مقسمى را از اعتبارات ماهيّت قرار داد بطورى كه باعتبارش حكمى را براى ماهيّت ثابت بدانيم يا بحسب آن لفظى را وضع نمائيم بخلاف سه اعتبار مذكور كه بملاحظه هركدام براى ماهيّت حكمى ثابت و لفظى وضع گرديده است.
بيان مراد
قوله: لا بشرط مطلقا من كلّ قيد و حيثيّة: چنانچه اين اطلاق و ارسال نسبت بهرقيدى در ماهيّت مهمله مقصود مىباشد.
قوله: و ليس هذا اعتبارا ذهنيّا فى قبال هذه الاعتبارات: يعنى لا بشرط مقسمى در مقابل اعتبارات سهگانه و قسيم آنها نيست بلكه براى آنها مقسم محسوب مىشود.
قوله: بل ليس له وجود فى عالم الذّهن الخ: ضمير در « له » به لا بشرط مقسمى راجع است.
قوله: غير تعيّناتها: ضمير مؤنّث به اعتبارات سهگانه راجع است.
قوله: و الّا: يعنى اگر لا بشرط مقسمى خود مستقلّا واجد تعيّن و تشخّصى