بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٧٨ - مقصود از كلمه«حتى»
مات النّاس حتّى الانبياء، معناى اينكلام آنستكه انبياء عظام نيز همچون مردم از دنيا مىروند بلكه حتّى عاطفه معنايش آنستكه غايت فردى است فائق بر ساير افراد مغيّى و از نظر قوّه يا ضعف تفوّق بر افراد ديگر دارد لذا چگونه تصوّر مىتوان كرد كه معطوف با آن در حكم ما قبل داخل نباشد بلكه بسا معطوف با اينكلمه از نظر حكم اسبق بر معطوف عليه مىباشد مات: مات كلّ اب حتّى آدم.
چه آنكه آدم على نبيّنا و آله عليه و عليهم السّلام بر هرپدرى اسبق و جلوتر مىباشد.
جهت دوّم
جهت دوّمى كه در اينجا مورد بحث است مفهوم غايت مىباشد و اين مسئله موضوع بحث و صحبت ما را در اينجا تشكيل مىدهد لذا مىگوئيم:
حضرات اختلاف كردهاند در اينكه تقييد به غايت با قطع نظر از قرائن خاصّه آيا بر انتفاء سنخ حكم از غير غايت و همچنين از نفس غايت دلالت دارد يا چنين دلالتى برايش ثابت نيست.
البتّه بايد در نظر داشت كه اين نزاع در جائى است كه غايت در مغيّا داخل نباشد چه آنكه در صورت دخول جائى براى طرح اين نزاع وجود ندارد.
مقاله مرحوم مصنّف
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
مدرك در دلالت غايت بر مفهوم همان مدرك و دليلى است كه در شرط و وصف ذكر شد، لذا مىگوئيم: اگر غايت قيد براى حكم باشد از ظاهرش انتفاء حكم از ماوراء غايت استفاده مىشود.
و اگر آنرا قيد موضوع يا محمول فقط بدانيم البتّه دلالتى بر مفهوم ندارد.
بنابراين در موردى كه بدانيم تقييد به غايت راجع به حكم است بدون