بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٠٩ - شرح دلالت تنبيه
بعت السّمك فى النّهر « ماهى در نهر را فروختم».
كه مىفرمايد: بطل البيع (بيع باطل است).
از اينكلام فهميده مىشود كه قدرت بر تسليم در بيع شرط مىباشد.
مثال چهارم
فرموده فقيه بكسيكه از وى راجع به نماز در حمّام سؤال كرده كه بگويد:
لا تعيد (نماز را اعاده مكن).
از اينكلام فهميده مىشود كه « كون در حمام براى نماز» مانع نمىباشد.
٣- موردى كه كلام مقرون و همراه با چيزى باشد كه تعيين برخى از متعلّقات فعل را افاده كند مثل اينكه قائل بگويد: وصلت الى النّهر و شربت « به نهر رسيدم و از آن نوشيدم».
از اينكلام فهميده مىشود كه مشروب آب بوده و آن از نهر برداشته شده است.
و مثل آنكه قائل بگويد: قمت و خطبت (ايستادم و خطبه خواندم).
يعنى خطبه را در حال قيام خواندم و همچنين است امثله ديگر.
بيان مراد
قوله: يفيد كونه علّة للحكم: ضمير در « يفيد » به اقتران و در « كونه » به شيئ راجع است.
قوله: فانّه يستفاد منه انّ الشّكّ: ضمير در « فانّه » بمعناى « شأن » بوده و ضمير در « منه » به قول المفتى راجع است.
قوله: فانّه يفيد انّ الوقاع الخ: ضمير در « فانّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: فيفهم منه اشتراط القدرة: ضمير در « منه » به « بطل البيع» راجع است.
قوله: فيفهم منه عدم مانعيّة الخ: ضمير در « منه » به « لا تعيد» عود مىكند.