بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٥٦ - دنباله بحث
چگونه مىشود آنرا مقسم براى وجودات ذهنيّه ديگر كه آنها نيز موجودات مستقلّهاى هستند قرار داد و حال آنكه وجود مقسم بوجود يكى از اقسامش مىباشد و اساسا معقول نيست كه برايش وجودى در مقابل وجود اقسام باشد چه آنكه در غير اينصورت قسيم با آنها است نه مقسم.
بنابراين مىگوئيم:
ما قبول داريم كه معناى ماهيّت مهمله عبارتست از اعتبار ماهيّت بنحو لا بشرط ولى اصطلاحا اين لا بشرط غير از لا بشرط مقسمى است چه آنكه حضرات در « لا بشرط» سه اصطلاح دارند كه ذيلا شرح داده مىشود.
بيان مراد
حاصل فرموده مرحوم مصنّف اينستكه:
ماهيّت داراى دو حالت است:
١- آنكه من حيث هى هى و بدون قياسش با امر خارج از ذات ملاحظه شود.
٢- آنكه آنرا با امر خارج از ذاتش قياس كرده و باين لحاظ در نظر گيرند.
ماهيّت را در حال اوّل ماهيّت مهمله خوانده و در حال دوّم ماهيّت لا بشرط مقسمى گويند و همين ماهيّت است كه اعتبارات سهگانه اقسامش مىباشند، بنابراين وقتى ماهيّت در حالت اوّل با ماهيّت در حال دوّم تباين داشت قطعا با اقسامش يعنى اعتبارات سهگانه نيز تباين دارد و بدين ترتيب ماهيّت در حالت اوّل را نمىتوان مقسم براى اعتبارات ثلاث دانست و مرحوم مصنّف براى عدم صلاحيّت آن جهت مقسم واقع شدن و دليل اقامه نموده كه ذيلا ذكر مىكنيم:
دليل اوّل
ماهيّت مهمله (ماهيّت در حالت اوّل) نقيض با اعتبارات سهگانه مىباشد