بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٠٢ - توضيح انحاء در مقام بيان نبودن متكلم
اعتمادا على وجوده- كان المولى دفعا لهذا الوهم يجب عليه ان يبيّن انّ المطلق هو تمام موضوعه، و الّا كان مخلّا بغرضه.
و من هذا ينتج أنّه اذا كان هناك قدر متيقّن في مقام المحاورة و أطلق المولى و لم يبيّن أنّه تمام الموضوع، فانّه يعرف منه أنّ موضوعه هو القدر المتيقّن.
هذا خلاصة ما ذهب اليه في الكفاية مع تحقيقه و توضيحه. و لكن شيخنا النّائيني رحمه اللّه على ما يظهر من التّقريرات لم يرتضيه، و الاقرب الى الصّحّة ما في الكفاية. و لا نطيل بذكر هذه المناقشة و الجواب عنها.
ترجمه: سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
پس از آنكه اين تقرير معلوم شد اينك مىگوئيم شايسته است از آنچه آمر مىبايد در صدد بيانش باشد صحبت نموده و بررسى كنيم آيا در مقام بيان بودن مىبايد بنحو اوّل بوده تا بطور ثانى؟
آنچه از مرحوم آخوند، صاحب كفايه ظاهر و روشن مىگردد آنستكه:
از آمر شايسته نيست كه در مقام بيان بودنش بيش از نحوه دوّم باشد زيرا وقتى وى در مقام بيان موضوع واقعى حكمش بود جهت تحصيل مطلوبش كه امتثال مكلّف باشد همين مقدار كافيت و ماوراء آن بر وى لازم نيست كه بيان كند موضوع مزبور تمام الموضوع مىباشد.
بلى، اگر در مقام تخاطب و محاوره قدر متيقّنى وجود داشته و تمام الموضوع براى حكم مطلق باشد البتّه مكلّف بسا اين توهّم برايش حاصل مىشود كه قدر متيقّن تمام الموضوع بوده و متكلّم بخاطر اعتماد بر وجود آن كلامش را مطلق آورده از اينرو بجهت دفع اين توهّم بر مولى لازم است بيان كند كه مطلق تمام الموضوع بوده نه قدر متيقّن و در غير اينصورت بغرض خويش اخلال وارد كرده است.
نتيجه بحث
و از اين تقرير و بيان مىتوان نتيجه گرفت كه در مقام محاوره وقتى قدر