بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٤١ - فصل سوم نحوه استعمال عام مخصص در باقى افراد
علماء در آن اختلاف نموده و بينشان اقوال بسيارى پيدا شده:
از جمله: برخى فرمودهاند: اين استعمال مطلقا مجازى است.
بعضى ديگر گفتهاند: استعمال مزبور حقيقى مىباشد.
پارهاى ديگر تفصيل داده و اظهار نمودهاند:
فرق است بين عامّى كه بمخصّص متّصل تخصيص داده شده و عامّى كه مخصّصش منفصل باشد: اگر تخصيص باوّلى (مخصّص متّصل) صورت گرفته باشد استعمال عام در باقى افراد حقيقت بوده و در غير اينصورت مجاز مىباشد.
دستهاى ديگر از حضرات عكس اين تفصيل را فرمودهاند:
بيان مراد
قوله: استعمال العام فى المخصّص: كلمه « مخصّص » بصيغه اسم مفعول مىباشد.
قوله: انّ المخصّص بقسميه: كلمه « مخصّص » بصيغه اسم فاعل بوده و مقصود از « قسميه » متّصل و منفصل مىباشد.
قوله: بعض ما يشمله ظاهره: ضمير مجرورى در « ظاهره » به عام راجع است.
قوله: فى انّ هذا الاستعمال: يعنى استعمال عام در بعض افراد (مقصود افراد غير خاصّ مىباشد).
قوله: و اختلف العلماء فيه: ضمير در « فيه » به هذا الاستعمال راجع است.
قوله: انّه مجاز: ضمير در « انّه » به هذا الاستعمال عود مىكند.
قوله: مطلقا: در مقابل تفصيلى است كه بعدا نقل شده يعنى چه مخصّص متّصل بوده و چه منفصل باشد.
قوله: فان كان التّخصيص بالاوّل: مقصود از « الاوّل » مخصّص متّصل است.
قوله: فهو حقيقة: ضمير « هو » به استعمال عام در باقى افراد راجع است.
قوله: دون ما كان بالثّانى: يعنى دون تخصيص حصل بالثّانى و مقصود از