بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٦٦ - كلام در لحاظ امر خارج از ذات
و امّا اشكال تقدّم آن بر خودش جهتش آنستكه:
موضوع و اجزاء موضوع بايد بر محمول و اجزاء آن مقدّم باشند و پرواضح است وقتى محمول را در طرف موضوع بعنوان قيد ملاحظه نموديم معنايش آنستكه بر محمول مقدّم است و چون فرض آنستكه نفس آن محمول قرار گرفته از اينرو لازم مىآيد كه بر خودش مقدّم ملاحظه شود و تقدّم شيئ بر خود بطلانش از بديهيّات و ضروريّات مىباشد مگر آنكه بحسب اعتبار تغاير و تفاوتى در بين باشد يعنى اگرچه موضوع با محمول متّحد است ولى لحاظ و اعتبار تغاير موجب صحّت اينحمل مىباشد چنانچه در جمله: الانسان حيوان ناطق.
اگرچه انسان عين حيوان ناطق است ولى باعتبار اجمال و تفصيل بينشان تغاير بوده و همين مقدار از تغاير مصحّح اينحمل است چه آنكه « مفصّل » بما هو مفصّل غير از « مجمل » بما هو مجمل است.
و امّا عدم صحّت اعتبار ماهيّت بطور بشرط لا:
منظور از « بشرط لا» در اينفرض اخذ ماهيّت بشرط عدم محمول مىباشد و وجه عدم صحّتش آنستكه اين نحو از لحاظ مستلزم تناقض است چه آنكه انسان بشرط عدم كتابت محال است كاتب باشد يعنى حمل « كاتب » بر انسان بشرط عدم كتابت مستحيل و غير ممكنست.
و امّا اگر امر خارج غير از محمول باشد ممكنست ماهيّت را نسبت بآن بشرط شيئ ملاحظه كرد همچون جواز تقليد مجتهد بشرط عدالت كما اينكه امكان دارد آنرا بصورت بشرط لا نيز در نظر گرفت مانند وجوب نماز ظهر در روز جمعه بشرط عدم وجود امام چنانچه اخذ آن بنحو لا بشرط نيز امكان دارد مثل جواز سلام بر مؤمن نسبت به عدالت كه مطلقا جواز ثابت است باينمعنا كه سلام نمودن بر مطلق مومن جايز است اعمّ از آنكه عادل بوده يا عادل نباشد پس مؤمن در اينحكم نسبت بعدالت لا بشرط است و مىتوان گفت در فرضى كه امر خارج از ماهيّت غير از محمول مىباشد حتّى مىتوان ماهيّت را مهمله فرض كرد يعنى آنرا با هيچ چيزى