بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٨٥ - رأى مرحوم نائينى در مسئله مورد بحث
اكتفاء كنيم ولى اينكه بر كداميك از آنها اعتماد ما است و بيان دليل بر آن را در اينجا متعرّض نشده تا بدين ترتيب از غرض مطلوب در اين رساله خارج نگرديم ولى مختصرا مىگوئيم:
آنچه را كه مرحوم شيخ اعظم فرمودهاند شايسته اتّكال و اعتماد است ولى با تحرير و تقريرى غير از آنچه در شرح مرام ايشان معروف و مشهور گرديده است.
بيان مراد
قوله: فانّه كالمخصّص اللّفظى: ضمير در « فانّه » به مخصّص لبّى راجع است.
قوله: لانّ المانع من التّمسّك بالعامّ مشترك بينهما: ضمير در « بينهما » به مخصّص لبّى و لفظى عود مىكند.
قوله: و هو انكشاف الخ: ضمير « هو » به مانع برمىگردد.
قوله: و لا يفرق فى هذه الجهة: يعنى و لا يفرق فى انكشاف تقييد موضوع الحكم واقعا.
قوله: و استثنى من ذلك: ضمير فاعلى در « استثنى » به مرحوم نائينى راجع بوده و مشار اليه « ذلك » ممنوع بودن تمسّك بعام در شبهه مصداقيّه مىباشد.
قوله: او قام الاجماع على كونه ملاكا لحكم الشّارع: ضمير در « كونه » به ما ادركه العقل راجع است.
قوله: فانّ ذلك لا يوجب الخ: مشار اليه « ذلك » ادراك ملاك حكم مىباشد.
قوله: وجود الملاك فى جميعهم: يعنى جميع بنى فلان.
قوله: كاشفا عن وجوده فيه: ضمير در « وجوده » به ملاك و در « فيه » به فرد راجع است.
قوله: كما لو اخرجه المولى بالنّصّ عليه: ضمير منصوبى در « اخرجه » به فرد راجع بوده و ضمير مجرورى در « عليه » به اخراج راجع است.