بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٦٠ - دوم - مفهوم وصف موضوع بحث
عدالت مىتوان نزاع را طرح كرد كه آيا اكرام انسان غير عادل واجب است يا وجوبش ساقط مىباشد لذا قائلين به ثبوت مفهوم بگويند وجوب ساقط بوده ولى منكرين آنرا ردّ كرده و بگويند كلام دلالت بر سقوط حكم ندارد.
ولى داخل بودن وصفى كه اخصّ من وجه از موصوف است در محلّ كلام:
بايد بگوئيم اين وصف بطور مطلق در محلّ بحث داخل نيست بلكه بملاحظه مورد افتراق موصوف از وصف محلّ نزاع مىباشد بنابراين در مثاليكه ذكر كرديم يعنى: اكرم الرّجل العادل.
اگر براى وصف مفهوم قائل شويم كلام دلالت دارد بر اينكه رجل غير عادل اكرامش واجب نيست چنانچه در مثال: فى الغنم السّائمة زكاة مفهوم آن عدم وجوب زكات در غنم غير سائمه مىباشد.
ولى نسبت بمورد افتراق وصف از موصوف يعنى جائيكه عادل صدق داشته ولى رجل محقّق نباشد يعنى زن عادل يا در مثال دوّم غير غنم سائمه همچون شتر سائمه قطعا كلام بر مفهوم دلالت ندارد زيرا اگرچه ممكنست حكم در اينفرض منتفى باشد ولى انتفائش نه از باب ثبوت مفهوم بوده بلكه مستند به اينستكه قضيّه سالبه بانتفاء موضوع مىباشد و همانطوريكه قبلا گفتيم موضوع ثابت در منطوق اجبارا و الزاما در مفهوم نيز بايد محفوظ باشد تا در فرضى به ثبوت حكم بر آن و در فرض ديگر بانتفاء حكم از آن حكم بتوان نمود.
قوله: فيشمل الحال: بنابراين مثال: اكرم الرّجل راكبا نيز در بحث اينجا داخل است.
قوله: و التّمييز: مانند اعط زيدا عشرين كتابا لذا قائل بمفهوم مىگويد اعطاء بيست قلم و بيست لباس و آنچه غير از كتاب باشد واجب نبوده و منكرين مفهوم مىگويند كلام بر نفى وجوب آنها دلالت ندارد.
قوله: و نحوهما: يعنى و نحو حال و تمييز مانند مفعول له.
قوله: كما انّه يختصّ بما اذا كان معتمدا على موصوف: ضمير در « انّه » به وصف