بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٣٥ - سر تقديم ظهور خاص بر عام
احتمال قرينه بودن را داشته باشد يافت گردد نفس اين معنا موجب آن مىشود كه نه ظهور اوّلى براى كلام منعقد شده و نه ظهور ديگرى در نتيجه كلّ كلام مجمل و غير ظاهر مىگردد.
سپس مىفرمايد:
آنچه تا باينجا تقرير شد از ديده وسيع و در سطح گستردهاى بوده كه در هركلامى جارى و منحصر به عام و خاص نمىباشد و مىتوان گفت كه مقام و مورد بحث ما در اينجا از همين باب بوده و مصداقى از مصاديق آن مىباشد زيرا همانطورى كه گفتيم مخصّص از قبيل صارفه بوده كه براى صرف و تبديل ظهور اوّلى عام صلاحيّت دارد لذا بايد بگوئيم:
براى عام ابتداء ظهورى منعقد شده كه بآن ظهور ابتدائى يا بدوى گويند و آن همان ظهور در عموم مىباشد و اين ظهور مراعى و معلّق است باينكه كلام منقطع شده و بهمين جا منتهى گردد لذا اگر بآن چيزى كه مخصّصش مىباشد ملحق نشود همان ظهور ابتدائى مستقرّ شده و كلام مفيد معناى عموم مىباشد ولى اگر قرينهاى كه دلالت بر تخصيص دارد قبل از انتهاء كلام و انقطاع آن آورده شده و در اجزاء كلام گنجانده شود ظهور اوّلى به ظهورى ديگر تبديل شده و بحسب دلالت مخصّص متّصل كلام افاده معناى ديگرى مىنمايد.
در نتيجه بايد گفت:
عامّى كه بآن مخصّص اتّصال دارد ظهور مستقرّى در عموم ندارد بخلاف عامى كه مخصّصش منفصل باشد چه آنكه كلام بحسب فرض قطع شده بدون اينكه امر صالح براى قرينه بودن جهت تخصيص با آن همراه باشد لاجرم همان ظهور ابتدائى در عموم برايش مستقرّ مىگردد منتهى پس از استقرار اين ظهور وقتى مخصّص منفصل وارد گرديد با ظهور مزبور مزاحم مىگردد و از باب اينكه قرينه كاشف از مراد جدّى متكلّم بوده و شارح مقصود او مىباشد ناچاريم كه ظهور مخصّص را بر ظهور عام در عموم مقدّم نمائيم.