بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٣٧ - سر تقديم ظهور خاص بر عام
بوده و در هيچيك ظهورى ندارد مسلّما جمله « رأيت اسدا يرمى» مجمل شده و مشخّص نمىشود منظور انسان است يا حيوان مفترس چه آنكه اگر مقصود از « يرمى » رمى رصاص يعنى پرتاب تير با اسلحه گرم باشد از اسد انسان اراده شده ولى در صورتيكه منظور از « يرمى » رمى گِل يا سنگ باشد هم اراده انسان از اسد امكانپذير بوده و هم حيوان مفترس در نتيجه كلام از افاده معناى مشخّص و مسلّم منقطع شده و بدين ترتيب مجمل مىگردد.
مرحوم مصنّف پس از آنكه اين بحث را در دايرهاى وسيع مطرح فرموده سپس مىفرمايد:
مورد بحث ما نيز از مصاديق همين كلّى مىباشد زيرا يكى از افراد قرينه صارفه مخصّص مىباشد لاجرم حكم ياد شده در مطلق قرائن صارفه قابل انطباق بر مخصّص بوده در نتيجه مىتوان اظهار نمود كه:
عام در ابتداء اطلاق و القاء ظهورى دارد كه به ظهور بدوى و ابتدائى ناميده مىشود و آن ظهورش در معناى عموم است، اين ظهور مراعى و معلّق است باينكه در كلام چيزى كه صلاحيّت براى صارفيّت از آن داشته باشد ذكر نگردد لذا اگر شيئ مزبور در كلام نيايد و متكلّم بهمان ذكر عام اكتفاء كند ظهور بدوى مستقرّ مىگردد مثل اينكه مولائى بعبدش بگويد: اكرم العلماء.
ولى اگر بعد از آن قرينهاى آورد كه در مدلول عام ضيق و محدوديّت ايجاد كند مثل اينكه گفته شود: اكرم العلماء العدول ظهور اوّليّه كلام زائل شده و بجاى آن ظهورى ديگر كه تابع دلالت مخصّص يعنى « العدول » مىباشد مستقرّ و منعقد مىشود اعمّ از آنكه متكلّم « العدول » را بعنوان مخصّص متّصل آورده يا در كلامى ديگر و بنحو مخصّص ذكر كند مثلا بعد از جمله « اكرم العلماء» در مجلسى ديگر بگويد:
لا تكرم الفسّاق من العلماء.
و تنها فرقى كه بين اين دو نحو از مخصّص وجود دارد همان است كه قبلا