بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٠٤ - شرح دلالت اقتضاء
و در تحقّق اين دلالت فرقى نيست بين اينكه لفظ محذوف بوده يا معنا مراد باشد، معناى مراد معناى حقيقى بوده يا مجازى باشد.
بيان مراد
قوله: او عادة عليها: ضمير در « عليها » به دلالت اقتضاء راجع است.
قوله: لتكون هى المنفيّة: ضمير « هى » به آثار شرعيّه راجع است.
قوله: و مثله: ضمير مجرورى به حديث « لا ضرر» راجع است.
قوله: فيكون من باب حذف المضاف: يعنى مجاز در حذف.
قوله: فيكون من باب المجاز فى الاسناد: مجاز در اسناد آنستكه طرفين اسناد يعنى مسند و مسنداليه در معناى حقيقى لغوى استعمال شدهاند منتهى اسناد در غير محل واقع شده مانند: انبت الرّبيع البقل.
در اينمثال كلمه « انبت » بمعناى روياندن است كه در لغت بهمين معنا است و « ربيع » نيز بمعناى فصل بهار است كه از نظر لغت در قبال همين معنى وضع شده ولى اسناد « انبت » به « ربيع » اسناد مجازى است يعنى ادّعاء كردهايم كه « ربيع » منبت است.
در مثال مورد بحث نيز اسناد سؤال بقريه از همين باب مىباشد يعنى ادّعاء مىكنيم كه « قريه » اهليّت براى سؤال را دارد.
قوله: طلب تمليكه اوّلا له: ضمير مجرورى در « تمليكه » به عبد راجع بوده و ضمير در « له » به طالب عود مىكند.
قوله: لانّه لا عتق الّا فى ملك: ضمير در « لانّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: لا دلالة نفس اللّفظ عليه: ضمير در « عليه » به معناى مجازى عود مىكند.
قوله: او لا يصحّ بدونها: يعنى بدون دلالت اقتضاء.
قوله: و لا يفرق فيها: ضمير در « فيها » به دلالت اقتضاء راجع است.