بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٧٠ - اشكال و مناقشه مرحوم مصنف در اعتبارات مذكور
اعتبار آن شيئ و در « بشرط لا» نفس ماهيّتى است كه مقرون با عدم شيئ بوده نه ماهيّت بقيد عدم شيئ و در « لا بشرط» ماهيّتى است كه با آن نه شيئ را ملاحظه كرده و نه عدمش را نه ماهيّتى كه مقيّد باشد به لحاظ عدم لحاظ شيئ و يا لحاظ آن چه آنكه اگر غير از اين باشد مىبايد ماهيّت در تمام اعتبارات بصورت بشرط شيئ ملاحظه شده باشد يعنى ماهيّت بشرط لحاظ و اعتبار.
بلى، مىتوان گفت كه اين اعتبارات مصحّح براى موضوعيّت موضوع بوده بطورى كه واقع حكم مقتضى آنست يعنى هركدام از اين اعتبارات بمقتضاى حكم واقعى در موضوع اعتبار و ملاحظه مىشوند نه آنكه قيد موضوع در نظر گرفته شوند تا تمام قضايا ذهنيّه محسوب گردند زيرا اگر امر چنين باشد حتّى قضيّهاى كه در آن حكم به ذاتيّات موضوع شده مىبايد قضيّه ذهنيّه بحساب آيد زيرا اعتبار و لحاظ ماهيّت بقيد من حيث هى هى حتما از اعتبارات ذهنى است.
بيان مراد
قوله: لا موطن لها الّا الذّهن: اين عبارت تفسير است براى « اعتبارات ذهنيّه» يعنى اعتبارات ذهنيّه موطن و ظرف وجودشان فقط ذهن مىباشد.
قوله: عند ما تؤخذ موضوعا للحكم: ضمير در « تؤخذ » به ماهيّت راجع است.
قوله: عدا حمل الذاتيّات: مثل حمل « حيوان النّاطق» بر « الانسان » .
قوله: قد اعتبرت فيها الماهيّة: ضمير در « فيها » به قضاياى ذهنيّه راجع است.
قوله: و لبطلت القضايا الخارجيّة: قضاياى خارجيّه عبارتند از قضايائى كه محمول در عالم خارج براى موضوع ثابت هستند و بعبارت ديگر موضوع بوصف وجودش در خارج متّصف بمحمول مىباشد مانند الانسان كاتب چه آنكه انسان خارجى در خارج كاتب است.
قوله: و الحقيقيّة: يعنى و القضايا الحقيقيّه، قضاياى حقيقيّه عبارتند از قضايائيكه محمول براى موضوع ثابت است با قطع نظر از وجود و تحقّقش در خارج و