بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٠٨ - تعاريف ديگر براى مفهوم و منطوق و اعراض مصنف(ره) از آنها
الف: منطوق عبارتست از حكمى كه در عبارت و لفظ مذكور بوده ولى مفهوم حكمى است كه در لفظ ذكر نشده باشد.
ب: منطوق حكمى است كه موضوعش مذكور بوده ولى مفهوم حكمى است براى موضوع غير مذكور.
ولى بايد توجّه داشت كه هيچيك از اين تعاريف از مناقشات و انتقادات دامنهدار خالى و مجرّد نمىباشند از اينرو مىبايد از آنها اعراض نمود و بآنچه ذكر نموديم اعتماد كرد منتهى آنچه موجب آرامش خاطر بوده و امر را براى ما سهل و آسان مىنمايد آنستكه تفاسير و تعاريف نوعا و غالبا تعريفات لفظى و باصطلاح از باب شرح الاسم بوده كه در آنها هرگز دقّت نظر مراعات نشده بلكه تبديل لفظى بلفظ ديگر بوده همچون تعريف « سعدانة » به « نبت » كه حقيقت و ماهيّت سعدانه را با آن تعريف نكرده بلكه بجاى لفظ « سعدانة » كه احيانا غير مأنوس مىباشد لفظ « نبت » كه مستمع با آن آشنائى بيشترى دارد گذاردهاند.
و بهرتقدير همانطوريكه شرح داديم مقصود و منظور از اينگونه تعاريف معلوم و واضح است.
بيان مراد
قوله: الّذىّ يفهم منه: ضمير نائب فاعلى در « يفهم » به « الّذى » راجع بوده كه مقصود از آن « المعنى » بوده و ضمير مجرورى در « منه » به لفظ برمىگردد.
قوله: فيساوق كلمة المدلول: كلمه « يساوق » مضارع است از باب مفاعله و در اينجا يعنى « يساوى » و ضمير فاعلى آن به مفهوم راجع بوده و « كلمة المدلول» مفعول آن مىباشد.
قوله: سواء كان مدلولا لمفرد: ضمير در « كان » به المعنى المدلول كه همان مفهوم است راجع مىباشد مانند معناى زيد كه همان شخص معيّن در خارج بوده يا ضارب كه صفت براى موصوفى مىباشد و در هردو مثال معناى مدلول از لفظ مفرد