بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٢٩ - توهم و اشتباه برخى در معناى استغراق جمع محلى بال
قياس جمع به تثنيه، قياس مع الفارق است و نمىتوان استغراق در جمع را همچون استغراق در تثنيه دانست و دليل ما بر تفاوت ايندو با هم آنستكه:
تثنيه هم از جانب قلّت محدود بوده و هم از طرف كثرت ولى جمع تنها از يكطرف يعنى طرف قلّت محدود است زيرا كمتر از سهتا نمىباشد ولى از جانب كثرت برايش حدّى وجود ندارد و هرمجموعه كثير الفردى را كه فرض نمائيم يكى از افراد آن محسوب مىشود لذا مجموعه سه نفرى يا چهار و پنج و شش و هفت و ده و بيست و سى و صد و دوست و هزار و دو هزار و ... و ... نفرى هركدام بطور عليحدّه فردى از افراد و مرتبهاى از مراتب آن هستند بنابراين نبايد جمع را به تثنيه قياس و تشبيه نمود لذا همانطوريكه بين نفس جمع و تثنيه تفاوت و فرق مىباشد استغراق آنها نيز با يكديگر متفاوت و متغاير است.
بلى، حقّ اينستكه استغراق در جمع را باستغراق در مفرد مىبايد قياس و تشبيه نمود چه آنكه معناى: اكرم كلّ عالم اينستكه هرفرد فرد از عالم بايد اكرام شود بطورى كه مكلّف حقّ ندارد حتّى يكنفر از افراد عالم را اكرام نكند چنانچه معناى اكرم العلماء نيز عينا همين است تنها فرقى كه بين مفرد و جمع وجود دارد در صورت عدم استغراق مىباشد زيرا عدم استغراق در مفرد موجب آنستكه بر يك فرد بتوان اكتفاء نمود ولى در جمع بكمتر از سه نفر كه اقلّ معناى آنست نمىشود قانع شد.
قوله: فانّه يدلّ على ما هو محدود الخ: ضمير در « فانّه » به جمع راجع است.
قوله: فهى مرتبة الجمع: لذا هرعددى كه از سه بيشتر باشد فردى از افراد و مرتبهاى از مراتب جمع مىباشد.
قوله: واحد و جماعة واحدة: تقدير عبارت چنين است: فهى مرتبة من الجمع، جمع واحد و جماعة واحدة يعنى هركدام از اعداد فوق سه، يك جمع و يا يك جماعتى بوده كه جزء مرتبهاى از مراتب جمع محسوب مىشود و مصداقى از مصاديق آن بحساب مىآيد.