بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٣٢ - فصل دوم شرح مخصص متصل و منفصل
٢- آنكه مخصّص در كلامى كه عام وارد شده نيامده باشد بلكه در عبارتى ديگر كه مستقلّ محسوب شده ذكر گرديده اعمّ از آنكه قبل از عام آمده يا بعد از آن آورده شده باشد.
اينقسم از مخصّص را مخصّص منفصل خوانند و بايد توجّه داشت كه اين نحو از مخصّص نيز قرينه است بر اينكه همچون قسم اوّل از عام غير خاصّ اراده شده، در نتيجه بايد بگوئيم:
از حيث اينكه هردو قرينه هستند بر مراد و مقصود متكلّم بينشان هيچ فرقى نيست بلكه تفاوت آنها از جهت ديگر بوده و آن انعقاد ظهور براى عام مىباشد چه آنكه در قرينه متّصل كلام ظهورى در غير خاصّ نداشته ولى در منفصل براى عام ظهور در معناى عموم مىباشد منتهى ظهور خاصّ اقوى از آن بوده از اينرو لازم است از باب تقديم اظهر بر ظاهر يا ترجيح نصّ بر ظاهر، ظهور خاصّ را بر ظهور عام مقدّم داشت.
بيان مراد
قوله: ان يقترن به مخصّصه: ضمير در « به » و « مخصّصه » به عام راجع است.
قوله: الملقى من المتكلّم: كلمه « ملقى » بضمّ ميم و فتح « قاف » اسم مفعول است از باب افعال يعنى اطلاق شده و بازگو گرديده.
قوله: فيكون قرينة على ارادة الخ: ضمير در « يكون » به مخصّص متّصل راجع است.
قوله: و تلحق به: ضمير در « به » به مخصّص متّصل راجع است.
قوله: بل هى منه: ضمير در « منه » به مخصّص متّصل عود مىكند و ضمير « هى » و همچنين ضمير فاعلى در « تلحق » به « القرينة الحاليّة» كه بعد از ضمير آمده عود مىكنند.
قوله: المكتنف بها الكلام: كلمه « مكتنف » يعنى پيچيده و همراه و ضمير در