سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ٩١
و امكان و وجوب و نظائر اينها از معانى و مفاهيم معقوله.
بحث ديگر آن است كه آيا كليه آيات قرآنى خالى از اين قسم نيستند، يا آنكه برخى از آيات محكم و برخى ديگر متشابهاند، يعنى محكم و متشابه دو ضدى هستند كه داراى ثالثاند و يا آنكه آيات ضدان لا ثالث لهما مىباشند.
بعضى از اهل تفسير گفتهاند ممكن است برخى از آيات نه از محكمات باشند و نه از متشابهات، بنا بر اين دو وصف محكم و متشابه منفصل حقيقى نيستند و آياتى نظير «تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ» را خارج از محكمات و متشابهات كتاب تدوينى حق دانستهاند.
بحث ديگر آن است كه چون «محكم و تشابه» داراى معانى مختلفه هستند، آيه شريفه قرآن «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ» [١] دلالت بر حصر حقيقى ندارد.
و اين خود معلوم است كه از اين دو وصف محكم و متشابه موجود در آيه، و بالجملة از مفهوم آيه قضيه منفصله حقيقيه استفاده نمىشود و تقابل فى الجملة مستفاد است.
ما قبل از آنكه احكام محكمات و متشابهات را به طور مفصل تقرير كنيم، مباحثى را كه در اين مقدمه بيان آنها ضرورت دارد، تحرير نموده، سپس مىپردازيم به بيان وجوه فرق بين
[١]سوره آل عمران، آيه ٧؛ در تفسير و بيان معناى آياتى كه لفظ محكم و متشابه با هم و آياتى كه لفظ محكم يا لفظ متشابه تنها در آنها ذكر شده است، مطالبى بيان مىنماييم؛ چون آيات قرآنيه و محكمات و متشابهات نسبت به حال ناظران در آيات و يا كسانى كه آيات الهيه در شأن آنان نازل شده است، تفاوت دارد و قابل تغيير و تبدل است؛ چه آنكه ممكن است برخى از آيات نسبت به شخص واحد از محكمات و برخى ديگر از متشابهات محسوب شوند و يا آنكه نسبت به برخى از مردم جميع آيات كتاب حق محكم و نسبت به بعضى جميع آيات متشابه باشد و يا آنكه آيات قرآنيه نسبت به حال سلاك متبدل شوند، مثلا برخى در أوائل و يا اواسط سلوك بعضى از آيات نسبت به آنها متشابه باشد و در نهايات سلوك علمى يا عملى يا هر دو همان متشابهات به محكمات مبدل شوند و هكذا.
و نيز بيان خواهيم نمود كه چون لفظ كتاب و آيه براى معانى عامه وضع شده است و از باب تطبيق بين آيات كتاب تدوين و تكوين كتاب وجود نيز داراى محكمات و متشابهات است و نيز ناظر در حقايق ممكن است همه كتاب وجود را، محكم و يا برخى را محكم و برخى را متشابه بداند و يا آنكه تمام كتاب وجود مثل كتاب تدوينى در نظر برخى جزء متشابه محسوب شود. «فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ ...» اشاره به رجال برخى از مردم است.