سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ١٢٠
مجهول المراد و المخاطب و محتمل المعنى قرار داد» [١].
بنا بر اين معنا، محكمات از آيات قرآنى آياتى هستند كه اولا حكمت تشريع و سبب نزول اين آيات و ثانيا مخاطب اين آيات معلوم و معين باشد؛ بنا بر اين مشرب ممكن است آيات قرآنيه نسبت به اشخاص مختلف از حيث محكم و متشابه بودن مختلف باشند و نيز ممكن است به حسب ازمنه و حالات و مقتضيات و اشخاص، آيات از حيث اتصاف به اين دو معنا مختلف و قابل تغيير و تبديل باشند.
بيشتر رواياتى كه دلالت دارند بر وجوب وجود ولىّ براى تشخيص محكم از متشابه و لزوم رجوع به معصوم در فهم كلمات قرآنيه و عدم جواز اتكا به رأى در معضلات كتاب و سنت ناظر به اين قسم از متشابهات و محكمات مىباشند، چون بنا بر معناى اخيرى كه براى متشابهات و محكمات ذكر شده است، كسى كه احاطه به ملكوت عالم دارد و مقام و مرتبه او مطلع كلام إلهى است و به اسرار نزول آيات قرآنيه و به سرّ تشريع احكام الهيه عالم و واقف است و به واسطه ترفع از عالم خلق، احاطه بر بطون سبعه قرآنيه دارد و از مقام تفسير تجاوز نموده و به مقام تأويل نايل آمده است، عالم به متشابهات قرآن است؛ لذا چنين وجودى را حضرت ختمى مرتبت يكى از دو ثقل معرفى نموده است: «انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى».
بيان تحقيقى آنچه ذكر شد متوقف است بر ذكر مقدمهاى كه بايد بيان شود تا اين مسأله به طور كامل واضح گردد [٢].
[١]و هو الاستاذ الكامل الفقيه البارع و الفيلسوف المحقق
السيد محمد كاظم عصار (ره). [٢]حضرت ختمى مرتبت در ايام نبوت خود به خصوص اواخر عمر خويش،
در مواقع مقتضى مىفرمود: «انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى، ما ان تمسّكتم بهما لن
تضلّوا ...». نگارنده در
مباحث بعدى اين قبيل از مأثورات را كه از طرق عامه نقل شده است، نقل و به نحو
اختصار بيان خواهد نمود كه امت اسلامى لازم بود بعد از حضرت ختمى مرتبت، در اخذ
معارف اسلامى، به قرآن و عترت هر دو رجوع نمايند و نيز بيان خواهد نمود كه بر طبق
اين روايات، يكى از افراد عترت (اهل عصمت و طهارت) على سبيل تجدد الأمثال تا قيامت
باقى و زنده و موجود است. فرد اعلى و اكمل عترت شاه مردان، باب مدينه علم پيغمبر
على عليه السّلام است كه حضرت رسول از همان أوائل بعثت تا آخر حيات ظاهرى خود،
گاهى به صراحت و گاهى با رمز و اشارت او را