سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ٧٩
و سنخيت تحقق يابد و با روحيات و معنويات مستجن در عوالم ملكوتى آشنا شود و به رموز قرآنيه به اندازه انس او با حق و آشنايى او به وجهه كلمات تامات الهيه و حروف عاليات و كلمات شامخات و به رموز كلمات الهيه واقف گردد و روى همين مراتب و درجات ادراك و شدت و ضعف همين آشنايى و انس و استحضار است كه مراتب فهم و وجدان متصديان معرفت حقايق، متعدد و مختلف و قابل شدت و ضعف است [١].
از اين اينجا هويدا و ظاهر مىشود سر وجوب رجوع به اهل عصمت و طهارت [٢] در فهم حقايق قرآنى و لزوم وجود ولى مطلق در هر عصر و زمانى و مراد از عترت در كلام نبوى و روايات وارد از طرق عامه و خاصه، و احاديث معروف به ثقلين «انى تارك فيكم الثقلين، كتاب اللّه و عترتى» اهل بيت و عترت است كه در كلام معجز نظام نبوى به اهل عصمت (عترتى اهل بيتى) تعبير شده است.
مفسّران بر طبق مذاق و مشرب خود، تعاريفى براى علم تفسير ذكر نمودهاند.
برخى گفتهاند:
«التفسير علم يبحث فيه عن معانى كلام اللّه، من ناسخها و منسوخها و صريحها و مؤولها و محكمها و متشابهها ...» و برخى در مقام تعريف اين علم گفتهاند: «التفسير علم يبحث فيه عن
[١]در مباحث اين رساله و مقدمه آن تحقيق شده است كه قرآن به اعتبار آنكه كلام إلهى نازل از سماء اطلاق وجود است، داراى مراتبى است كه از جهتى به حسب تعدد مراتب علم و معلوم، مرتبه اعلاى آن تعين اوّل است كه از آن به «ما بعد مطلع» تعبير نمودهاند و مرتبه اسفل و نازل آن همين صور و نقوش موجود است.
فهم همين صور و نقوش (كلمات تدوينى) در نهايت غموض است، آنچه كه ما اهل ظاهر (ساكنان در عالم ظلمت و محفوف به تبعات و لوازم مقام نفس) از قرآن درك مىكنيم، همين معانى ظاهر و نصوص مربوط به اخلاقيات و احكام فقهى و برخى از مسائل مربوط به ذات و صفات و افعال الهيه است.
تعاريفى كه براى تفسير نمودهاند، مبيّن آن چيزى است كه در اين اينجا ذكر نمودهايم و نيز بيان خواهيم نمود كه بهره اهل ظاهر از مباحث موجود در قرآن، از قبيل معرفت ذات حق و صفات و افعال و معرفت نشئات بعد از موت و مباحث مربوط به اخلاق و احكام و آداب اجتماعى و نيز مباحث اجتماعى چقدر است.
[٢]و نيز عدم جواز تفسير آيات قرآنى به رأى از رجوع به روايات دال بر منع تفسير به رأى هويدا مىشود.