سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ٨٢
در اين مسأله نمىتوان شك نمود كه قرآن كريم جلوه و ظهور و تجلى حق اوّل است و منشأ اين كلام موجود بين «دفّتين»، حق تعالى بوده كه به اسم «المتكلم» متجلى است به صور اعيان و جواهر، و كلام تدوينى يكى از مظاهر تجليات حق است.
در اين معنا نيز نمىتوان شك نمود كه متكلم به كلمات قرآنيه حاوى جميع كمالات و مشتمل بر جميع فعليات و مبدأ جميع علوم و معارف است و نيز مسلم است كه همانطورى كه حق اوّل مبدأ جميع وجودات و منشأ ظهور جميع انوار است، كلام إلهى و جلوه احدى او نيز از اين احكام (يعنى احكام مربوط به مبدأ كلمات الهيه حق اوّل) بهره دارد و كلام به معناى حقيقى و كتاب به معناى عام، مشتمل است بر جميع مراتب و مقامات كماليه و متضمن است بر جميع علوم و معارف و حقايق نازل از مقام احدى و مرتبه غيبى.
بنابراين كلام إلهى مشتمل است بر جميع احكام مربوط به مقام احديت و واحديت و عالم ملكوت (عالم ملائكه مجرده و عقول طوليه و عرضيه و عوالم برزخيه) و عالم ناسوت (عالم طبع و جهان ماده كه از آن به گيتى تعبير شده است) و نيز مشتمل است بر جميع احكام مربوط به قوس صعود عالم وجود كه همه اين احكام در وجود انسان به اعتبار ترقى و تكامل از عالم ماده و استقرار در ارحام تا طى درجات عالم طبع و نفس و عقل و قلب و مقام سر خفى و اخفى كه از آن به هفت شهر عشق تعبير نمودهاند [١]، در كتاب إلهى بيان شده است.
از طرفى بدون شك در كلمات قرآنيه محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ و مجمل و مبين
[١]و إليه اشار مولانا:
هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم يك كوچهايم