سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ١١٨
و فلسفه جعل اين احكام توسط حضرت ختمى مرتبت، بر ما معلوم و واضح است، از محكمات كتاب تدوين و آنچه از احكام كه فلسفه تشريع آنها بر ما مجهول و غير معلوم است، از متشابهات بايد محسوب شوند [١].
سوم- اگر محكم را به معناى امرى فعلى و منجز و غير قابل تعليق و بالأخره امرى كه حالت منتظره نداشته باشد، بدانيم و متشابه را امرى غير منجز و معلق و مشروط و امرى داراى حالت منتظره محسوب داريم، جميع احكامى كه در قرآن معلق به شرطى نشدهاند و فعلى و صريح و جامع جميع مراتب حكم باشند، از محكمات و احكام معلقه و مشروطه و احكامى كه منجز نباشند، از متشابهات به شمار مىآيند [٢].
و نيز آيات مشتمل بر صفات الهيه و آيات متضمن اسماء و اوصاف نافذ در اقطار سماوات و ارضين، نظير عليم و قدير و قهار و جميع اوصافى كه عين ذات حقاند و سمت عليّت مطلقه دارند، بايد از محكمات محسوب گردند.
چهارم- لفظ اگر داراى يك معنا باشد و احتمال بيشتر از يك معنا در آن نرود (بنا بر آنكه محكم و متشابه به اعتبار لفظ و كلام لحاظ شود و از ناحيه دلالت لفظ بر معنا كلام متصف به اين دو وصف گردد)، آن را محكم و در صورتى كه لفظ داراى معانى متعدد باشد و هيچ يك
[١]در كتاب انفسى بنا بر اين معنا محكمات و متشابهات وجود
دارد، آنچه از حالات نفسانى كه از ناحيه ممارست در انجام افعال و تكرر كارهاى زشت
و زيبا و آنچه از ملكات و احوال نفسانى كه مستقيما مرتبط به افعال و اعمال
خارجىاند و يا تصورات مكرر حاصل آيد، از محكمات عالم انفس و حالات و اطوارى كه
علل آنها بر ما مجهولند، نظير انقباضات و انبساطات و اهتزازات و حالاتى كه سبب
آنها مخفى است، مثل ترس و حصول اوهام و خرافات و يا حالاتى نظير انبساط و شعف و ضد
اين دو- حزن و غم- و ... حاصل آيد، از متشابهات عالم صغير يا كبير انسانى بايد
محسوب شود. [٢]بنا بر اين امورى كه تحقّق آنها به نحو جزم و حتم نمىباشد
و با «ليت» و «لعلّ» القا شده
است، نظير «لعل اللّه يحدث بعد ذلك امرا» و يا كريمه «لعلّكم تتقون» و غير اينها از آيات بيّنات از
متشابهات بايد به شمار آيند. در مباحث بعد از اين مبحث در مقام بيان جهات فرق بين تفسير و تأويل
برخى از نكات دقيق در اين باب را ذكر خواهيم نمود و قد وقع الفراغ من تحرير هذه
السطور آخر ليلة شهر رمضان ١٣٩٢ ه. ق (و الى كم قلت، قلت و قد اسفر الصبح و ارتفع
الظلام) و انا العبد جلال الدين الآشتيانى.