سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ١٠٥
ناظران در آيات الهيه متشابه مىشوند و ما در اين مقدمه بيان مىكنيم كه محكم و متشابه در كتاب تكوينى حق نيز وجود دارند و بين كتاب تكوينى (اعم از آفاقى و انفسى) و كتاب تدوينى از محكمات و متشابهات، مناسبات تامه وجود دارد؛ كما نذكره مفصّلا ان شاء اللّه تعالى و تبارك.
سيوطى گفته است: «منشأهما الاختلاف فى قوله: و الراسخون فى العلم هل هو معطوف و «يقولون» حال أو مبتدأ خبره «يقولون» و الواو للاستئناف و على الأول طائفة يسيرة منهم مجاهد» [١].
از ابن عباس اصحاب حديث نقل كردهاند كه فرموده است: «انا ممن يعلم تأويله [٢]».
از مجاهد نيز نقل كردهاند كه در معناى «و الراسخون فى العلم» گفته است: يعلمون تأويله و يقولون آمنا به. و عن الضحاك: الراسخون فى العلم يعلمون تأويله، لو لم يعلموا تأويله لم يعلموا ناسخه من منسوخه و لا حرامه عن حلاله و لا محكمه من متشابهه.
برخى از مفسران و متكلمان عامه گفتهاند: «يبعد ان يخاطب اللّه عباده بما لا سبيل لأحد من الخلق الى معرفته».
از ائمه اهل بيت روايات كثيرهاى دلالت دارد بر اين كه علم به متشابهات، از مختصات آن بزرگواران است و نزد محققان از عرفاى اسلامى و اعاظم از دانشمندان شيعه علم تأويل از خصايص صاحبان ولايت كليه- اهل بيت عصمت و طهارت- خصوصا باب مدينه علم نبوت، على عليه السّلام است و به لحاظ دانايى آنها به تأويل و اطلاع آنان از بطون و حقايق قرآن حضرت ختمى مرتبت فرموده است: «انى تارك فيكم الثقلين ...» اين حديث را عامّة و خاصه نقل كردهاند.
جمع كثيرى از اهل سنت معتقدند كه علم به متشابهات، براى احدى حاصل نمىباشد؛ چون علم به تأويل آن اختصاص به حق تعالى دارد و راسخان در علم به متشابهات علم ندارند و به آن ايمان آوردهاند [٣].
[١]الاتقان، جلد دوم، چاپ قاهره، ص ٣، ٤، ٥.
[٢]علماى خاصه در تفاسير و محدثان از طايفه ناجيه شيعه- كثرهم اللّه تعالى- در كتب خود نقل كردهاند.
[٣]شيخ بارع كامل، حجّت فرقه ناجيه ابو جعفر طوسى- رضى اللّه عنه- در مقدمه تبيان يك قسم از متشابهات را به «ما اختص اللّه تعالى بالعلم به، فلا يجوز لأحد تكلّف القول فيه، و لا تعاطى معرفته، و ذلك مثل قوله: «يسألونك