سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ٢٣
و نفهميده به جهل خود اعتراف كردهاند.
مرحوم جلوه در طبيعيات شفا به طور سطحى و به اصطلاح طلاب به نحو (كان، يكون) و در علوم رياضى، آنهم رياضيات معمول در مدارس قديم در سالهاى حدود نود يا هشتاد سال قبل، مدرس رسمى بود. إلهيات شفا را هم تدريس مىنمود و رشته تخصصى او همينها بود كه ذكر شد. حواشى كه از او در اين قسمتها در دست است، بسيار سطحى و كم عمق است و اگر به همه شفا حاشيه مىنوشت، حواشى او در رديف سطحىترين تعليقات به شمار مىرفت و فقط از تتبّع او مىشد بهره برد.
آن مرحوم به جاى حل مشكلات كتب فلسفى، دنبال نسخ مىگشت و اغلب اوقات (بنا به نقل اساتيد بزرگ ما) مجلس درس را با تطبيق نسخ و (ان قلت و قلت) برگزار مىنمود.
در فهم مشكلات مباحث عرفانى و حكمت ذوقى و حكمت متعاليه سبك ملا صدرا بسيار عاجز بود، با اين كه تدريس إلهيات به روش اهل ذوق و تحقيق در كتب عرفانى مثل تمهيد القواعد و شرح فصوص و مصباح الانس فن او نبود، اين قبيل از كتب را هم تدريس مىنمود.
در مقام تدريس اسفار و كتب عرفانى، با اين كه خود را خيلى به زحمت مىانداخت و مدت طولانى به مطالعه اين كتب اشتغال داشت، كارى از پيش نبرد و حوزه او رونقى از اين جهت پيدا ننمود و طلاب فاضل از حضور حوزه تدريس او در عرفانيات و إلهيات- به خصوص كتاب اسفار- خوددارى مىنمودند و از خود رغبتى نشان نمىدادند [١].
[١]در حوزههاى تعليماتى قديم طلاب در انتخاب استاد آزادند، بر خلاف دانشگاه و مدارس تعليماتى جديد كه اين آزادى وجود ندارد؛ اگر خداى ناخواسته شخصى بدون استحقاق و با فقدان لياقت به گروه آموزشى راه پيدا نمود، دانشجوى بيچاره مفرّى از حضور درس ندارد.
ابتلاى شاگرد به استاد كممايه و غير مسلط به كار خود، يكى از دردهاى بىدرمان است كه مصاديق آن نادر و كمياب نيست. اولياى امور بايد به اين امر توجه بيشترى مبذول دارند.
برنامههاى غلط و غير معقول يكى ديگر از علل كندى پيشرفت دانشجو در تحصيل فلسفه و حكمت است.
اگر متصديان اداره امور آموزش بخواهند كه علوم انسانى و به طور كلى فلسفه و عرفان اسلامى و از لحاظ فلسفه به طور مطلق، مقام شايسته خود را در مراكز آموزشى احراز نمايد، بايد اوّل در صدد اصلاح برنامه درسى