سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ٣٤
ملا صدرا در مسأله وحدت وجود به آراء و عقائد عرفا اهميت شايانى مىدهد و در مسأله «علم و ادراك» به طور مطلق و علم حق به حقايق وجودى (قبل از كثرت و بعد از كثرت) به مبانى عرفا نظر دارد و در مباحث مربوط به معاد و نشئات و اطوار بعد از بوار بدن و عوالم بعد از مرگ فقط عقائد و آراى آنها مورد اعتماد اوست و در مباحث مثل نورى و مباحثى نظير اين مسأله و مسائل مربوط به قواى نفس و نحوه ارتباط مدبّرات امريه و عقول و ملائكه مدبر اجسام و كيفيت تنزل حقايق غيبى به صور اشباح و اجسام و مبحث تشكيك خاصى و تشكيك ذاتى و اين كه جواهر حسى ظل جواهر عقلانى و مثالى مىباشند به اثولوجيا با ديدى احترامآميز مىنگرد (و معتقد است كه اتباع مشاء از درك رموز و نيل حقايق علمى كه در اين كتاب موجود است عاجز بودهاند) و از تأثر فكرى از اين اثر و آثارى نظير آن نه آنكه تحاشى ندارد بلكه از اين كه خداوند بصيرت او را نورانيت داده است تا بتواند اين تحقيقات را درك نمايد اظهار ابتهاج نيز مىنمايد و گاهى در اين قسمتها تعصب به خرج مىدهد و در انتساب عقائد خود به آنها افراط مىنمايد و سعى دارد كه مبادا خداى نخواسته پا از جاده انصاف بيرون نهد و گاهى بين خود و نفوس مطهره حكماى بزرگ و مشايخ كبار فلسفه و تألّه، مناجات برقرار مىنمايد.
همانطورى كه كرارا متذكر شديم، درك كلمات ملا صدرا به مناسبت سبك مخصوص اين فيلسوف علام، قريحه خاصى مىخواهد و ممارست زياد در كليه آثار او علاوه بر قريحه خاص، اساس مهم نيل به آراء و عقائد شخصى اوست؛ گاهى به تكرار مطالب مشهور مىپردازد و در اين بين به صورت رمز و اشاره، عقيده خود را اظهار نموده و رد مىشود و در همين اشراقات و تجليات رمزى و اختصارى او، يك دريا مطلب نهفته، مكرر ديده شده است مدعيان و ارباب دواعى از اين اصل غفلت دارند؛ توجه به نكات و دقايق لطيف ننموده و از مطلب رد مىشوند، از اين رويه در اسفار زياده پيروى نموده است [١].
[١]قال المحقق الداماد فى توجيه روايات وردت فى زيادة الإرادة و حملها على الإرادة الفعلية: «فالعلم بمعنى العالمية عين ذاته و هو قديم و بمعنى المعلومية عين هذه الممكنات و هو حادث؛ فكذلك لإرادته سبحانه مراتب و أخيرة المراتب هى بعينها ذوات الموجودات المتقرر بالفعل و انما هى عين الإرادة بمعنى مراديتها له تعالى، لا بمعنى مريديته اياها و ما به