سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ٦٧
عهده بر آمده است. اين رساله را دانشگاه تهران چاپ كرده است [١].
٢٤. شرح اصول كافى، از اوّل احاديث اصول كافى تا باب: «ان الأئمّة عليهم السّلام ولاة امر اللّه» را شرح كرده است. از اين شرح احاطه او به فنون «رجال» و «درايه» و «حديث» و احاطه او به اقوال اهل حديث معلوم مىشود؛ اين كتاب تحقيقىترين شرحى است كه بر اصول كافى نوشته شده است.
صدر المتألّهين در اين شرح به بيان و تحقيق معناى خلافت و ولايت كليه و شئون مربوط به مقامات و مراتب تجليات و نحوه ظهور و تجلى ائمه، در اعيان ثابته و مظاهر اسمائيه پرداخته و قسمت مهمى از عقائد حقه اثنا عشريّه را مبرهن و مدلل كرده و معانى و حقايق لطيفهاى را از كلمات اهل عصمت عليهم السّلام استنباط نموده است؛ از اين كتاب ظاهر مىشود كه ملا صدرا نهايت تصلب را در عقائد شيعه داشته و مبانى عامه را در مسأله ولايت و بسيارى از مسائل مربوط به نبوت ابطال كرده است. در مقدمه اين شرح مشايخ اجازه خود را در حديث ذكر كرده است.
٢٥. شرح الهداية الأثيرية، اين كتاب نفيس شرحى است بر هدايه اثير الدين ابهرى [٢] كه آن را بر سبك فلسفه مشّائين نوشته است و گاهى به طريقه فلسفى خود در آن كتاب اشاره نموده، در معاد جسمانى و حركت جوهريه و علم بارى و بعضى ديگر از مباحث عميق فلسفى كه از تحقيقات خود او مىباشد، سخن نگفته است. البته مبانى و طرز تفكر او در همين كتاب نيز گاهى به نحو صراحت و مفصل و گاهى موجز و گاهى به نحو اشاره و ايهام معلوم و
[١]صدر المتألّهين از اشخاص مخصوصى كه با وى خصومت ورزيدهاند، در كتب خود شكوه دارد و در كثيرى از موارد بثّ و شكوى نموده است و آنها را تابع اهواء نفسانيه مىدانسته، ولى نسبت به مشايخ و بزرگان و مجتهدان با ورع، كمال احترام را قائل است. از مشايخ اجازه و اساتيد خود با عظمت اسم مىبرد و نسبت به اعاظم از فقها و محدثان و بزرگان شيعه احترام فوق العاده قائل است، رجوع شود به مقدمه اصول كافى چاپ سنگى تهران، ١٢٨٢ ق و مقدمه اين كتاب.
[٢]غير از دانشمندان مذكور، كثيرى از افاضل هند بر اين كتاب تعليق و حاشيه نوشتهاند. در زمان صفويه برخى از محصلين هندى در اصفهان فلسفه تحصيل نموده و بعد از مراجعت به اوطان خود، در مقام اشاعه فلسفه بر آمدهاند، در همان دوران فلسفه استدلالى در هند رواج داشته است و حواشى مفصل و متعدد بر شرح هدايه حكايت از اين معنى مىنمايد.