سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ٨٤
در برخى از روايات است كه جميع حقايق در قرآن و سنت نبى اكرم موجود است، ناچار مراد از سنت، علوم ودايع مخصوص مقام ولايت كليه است كه اهل عصمت و طهارت به خصوص باب مدينه علم او، امير مؤمنان سر سلسله كمّل اولياء عليهم السّلام مصداق حقيقى آن مىباشند.
از طرق عامه و خاصه نيز وارد شده است: «قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: نزل القرآن على سبعة احرف كلها كاف شاف».
اين روايت به اين مضمون شايد متواتر باشد، ولى در معناى آن اختلاف كردهاند.
در روايت ديگر وارد شده است:
«... نزل القرآن على سبعة احرف- امر و زجر و ترغيب و ترهيب و جدل و قصص ...» در روايت ديگر وارد است: «... زجر، و امر و حلال و حرام و محكم و متشابه» [١].
از طرق خاصه و عامه نقل شده است:
«ما نزل القرآن من آية الا و لها ظهر و بطن»، حمل مدلول اين روايت بر قصص (باخبار هلاك الاولين و باطنها عظة للآخرين) يا حمل بر اين معنا كه: (جميع اقسام القرآن لا يخلو من ستة:
محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ و خاص و عام) درست نيست كما نذكر معنى الحديث.
در اين مسأله شكى نيست كه تمسك به قرآن و اخذ معارف از اين كتاب آسمانى و تمسك به آن واجب و لازم است و نصوص و ظواهر آن حجت است و امر به تمسك به اخبار اهل عصمت در مقام تفسير قرآن، مربوط است به مبهمات و مجملات و متشابهات از آيات كريمه قرآنيه و روايات ناظر به حجيت مداليل كتاب و جواز يا وجوب اخذ آن متواتر است و نهى از تفسير قرآن به رأى منافات با حجيت آيات بينات قرآنى ندارد و ناظر است به مواردى كه درك آن از عهده
[١]اين روايات از طرق عامه نقل شده است و در مقدمه تفسير صافى و نيز در مقدمه تبيان شيخ اجل طوسى نقل شده است.
حمل بطون سبعه قرآنيه بر مدلول اين روايات درست نيست، چون محكم و متشابه از بطون قرآن نمىباشند.