سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ٥٠
در جواب تلميذ گفته است، خارج از صناعت علمى است.
صدر المتألهين به طور تفصيل در موارد مختلف از كتب خود تجرد خيال را اثبات كرده است.
دهم- از شيخ سؤال شده است: «ان ما قيل: ان الصور الكليّة اذا حصلت لشيء صار ذلك الشيء بها عقلا، امر عجيب فان الشيء انما يصير عقلا بان يتجرد غاية التجرد و كيف يدخل على شيء غير مجرد ما يجرده، فان قوله: يصير الشيء عقلا معناه يصير به الشيء مجردا. فاجاب بان معنى «صار» ليس انه صار (حينئذ)، بل معناه انه دل على كونه كذلك و هذه الكلمة يستعمل مجازا». چون شيخ نفس را در اوّل مرحله وجود، جوهرى مجرد مىداند، در بيان اين قسم از مباحث و كيفيت تقرير آن خيلى عاجز است و در اين موارد، شيخ غور در مباحث نمىكند و با ترديد سخن مىگويد:
بنا بر مبناى شيخ (قدّس سرّه) از براى عقل، مراتب متعدد از قبيل عقل هيولانى و عقل بالقوه و عقل بالملكة و عقل بالفعل نمىشود قائل شد، چون نفس در اوّل مرحله وجود، مجرد از ماده است و بايد مدتها معطل و سرگردان در افعال باشد و حال آنكه در امور طبيعى تعطيل در فعل معنا ندارد. و قد قيل: «انه لا تعطيل فى الفيض و لا معطل فى الوجود».
در مباحث قبلى بيان كرديم كه نفس در اوّل مراحل وجود، عين ماده جسمانى است، بعد از استكمالات جوهرى خيال بالفعل و عقل بالقوه مىشود و به تدريج عاقل بالفعل و بعد از مراحل استكمالى متحد با عقل فعال مىشود، نفس در اوّل مرحله وجود، چون ماده از براى معقولات است، به تدريج به واسطه استكمال ذاتى و عبور از منازل مادى و طى مراحل تجرد برزخى، به مرتبه عقل بالفعل مىرسد و صورت عقليه، مرتبه فعليت و كمال نفس مىگردد.
برخى از نفوس مراتب عقل (مراحل طولى) را پيموده و بعد از رفع وسايط و حجب نورى و استار امكانى، به مقام فناى فى اللّه و بقاى به او و به مقام فناى عن الفناءين و صحو بعد از محو و تمكين بعد از تلوين مىرسند. نيل به اين درجات و مراحل، با اصول و قواعد شيخ سازگارى ندارد؛ نفوس كمّل از اوليا و انبيا بنا بر فلسفه شيخ با نفوس آحاد از مردم در ابتداى وجود، در يك درجه و از لحاظ كمال ذاتى و جوهرى، در يك مرتبهاند و فقط از جهت عوارض غريبه تميّز دارند؛ بنابراين قاعده اتصال به عقول و نيل به مقام فناى در قدسى معنا ندارد و صور و اعراض