سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ٩٩
احرف لا يرجع الى معنى صحيح، فلا بد من طرح الروايات الدالة عليه و لا سيما بعد ان دلت احاديث الصادقين على تكذيبها، و ان القرآن نزل على حرف واحد، و ان الاختلاف قد جاء من قبل الرواة».
صحيحه زرارة عن أبى جعفر قال: «ان القرآن واحد نزل من عند واحد و لكن الاختلاف يجيء من قبل الرواة».
ديگر اينكه در خصال از حضرت صادق نقل شده است كه حضرت در جواب سائل كه به آن حضرت عرض كرد: «ان الاحاديث يختلف عنكم». فرموده است: «ان القرآن نزل على سبعة احرف و ادنى ما للإمام ان يفتى على سبعة وجوه». [١]
برخى بين اين روايات جمع كردهاند و روايت اخير را حمل بر بطون سبعه قرآنيه نمودهاند [٢]. برخى گفتهاند: اين جمع با روايت عيسى بن عبد اللّه هاشمى (در كتاب خصال) قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: «اتانى آت من اللّه فقال ان اللّه يأمرك أن تقرأ القرآن على حرف واحد، فقلت يا رب وسع
[١]اين روايت را برخى حمل بر بطون سبعه قرآنيه كه از طرق خاصه و عامه نقل شده است نمودهاند، ولى مشكل كار در اين امر است كه اختلاف احاديث به حسب مضمون آيا مستند است به بطون قرآنى؟ اين نيز مسلم است كه امام در مقام بيان احكام، حكم واقعى را بيان مىكند و مأخذ علم او در احكام فروعا و اصولا مأخذ علم نبى صلّى اللّه عليه و آله است، در مقام بيان احكام و معارف جهت ارشاد امت و اصحاب خود به اطلاق و عموم و ظواهر استدلال و استشهاد مىنمودند، ولى خود در مقام استفاده احكام از باطن به ظاهر رجوع يا سير مىنمودند، چون باطن امام و مرتبه و مقام سر وجود او (أمّ الكتاب) است كه همه حقايق و معارف در آن مقام به وجود جمعى موجود است و امام در مقام تفصيل و در مرتبه و مقام وجود فرقى، معانى را در قالب الفاظ اظهار مىنمودند. به عبارت ديگر و مشرب آخر، مقام و مرتبه امام به حسب باطن ولايت همان أمّ الكتاب و كتاب مبين است كه جامع جميع حقايق است و به اعتبار اصل ذات باطن امام و حقيقت قرآن، يك چيز است و چون باطن او أمّ الكتاب است، به همه چيز عالم است و مقام ظاهر امام مرتبه تفصيل آن حقايق است، لذا اهل عرفان حقيقت محمديه را مبدأ ظهور و تفاصيل علوم حقيقيه دانستهاند و اهل عصمت و طهارت و عترت طاهرين به اعتبار باطن ولايت، با آن حضرت متحدند و احاديث راجع به تقدم خلقت آن حضرت به حسب وجود نورى ملكوتى، (اوّل ما خلق اللّه نورى) به اين اصل ناظر است و حقيقت محمديه با ارواح طاهره اوصياء او متحد است كه «انا و على من نور واحد» و «انا و على من شجر واحد و الناس من اشجار شتى».
[٢]در روايت عامه نيز نقل شده است: «ان القرآن نزل على سبعة احرف، لكل آية منها ظهر و بطن و لكل حرف مصدر و مطلع» و نيز همانطورى كه ذكر شد، عامه و خاصه نقل كردهاند: «ان للقرآن ظهرا و بطنا و لبطنه بطنا الى سبعة ابطن».