سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ٩٥
نگارنده جهت تحرير و توضيح و تحقيق در اين قسمت از مطالبى كه از مقدمه شيخ اعظم بر تبيان نقل شد، به بيان چند مطلب به طور مختصر مىپردازد؛ از جمله بيان معناى تواتر قراءات چون برخى يكى از معانى (انزل القرآن على سبعة أحرف) را اشاره به اين معنى (يعنى احرف را به معناى قرائت گرفتهاند) دانستهاند و گويا راوى [١] از امام صادق عليه السّلام حرف را به معناى قرائت منقول از قرّاء گرفته و حضرت فرمودهاند: قرآن (نزل بحرف واحد من عند الواحد) بنابراين روايت نفى نمىكند روايت (سبعة احرف) را.
و ديگر به بيان مطلب بسيار با اهميت كه مسأله محكمات و متشابهات باشد، پرداخته و بعد از تحقيق در اين مسأله موارد مشكلات رساله را تقرير مىنمايد؛ چون آنچه كه بيان مىشود مرتبط است به بيان مطالب موجود در رساله (متشابهات القرآن).
محققان از علماى اصول فقه [٢] از طايفه ناجيه شيعه اثنا عشرية- كثرهم اللّه تعالى- اين
الا اللّه. و رواياتى نيز در اين باب ذكر كردهاند كه ما به نقل آنها خواهيم پرداخت.
در موارد متعدد اهل حديث از قدما و متأخّرين و برخى از معاصرين (لكل آية ظهر و لكل حرف حد و لكل حد مطلع) را نقل نمودهاند.
[١]در مباحث بعد اين مبحث را مفصل نقل مىنماييم. حديث منقول از طرق عامه شايد متواتر باشد، بنابراين آنچه علماى خاصه نقل نمودهاند، ممكن است اين حديث را نفى نمايد.
[٢]علماى شيعه در مباحث اصوليه تحقيقات عاليهاى نمودهاند، به خصوص متأخّران از علماى شيعه از عصر استاد الكل محقق خوانسارى صاحب مشارق الشموس در شرح دروس شهيد در فقه و مؤلف حواشى بر شفاى شيخ رئيس و تعليقات بر حكمة العين و اشارات و تجريد و محقق سبزوارى و ملا محمد باقر محشى شفا در حكمت إلهى و مؤلف كفايه و ذخيره و فاضل تونى و غير اينها از علماى دوران صفويه.
در عصر آقا باقر بهبهانى علم اصول ترقى شايانى نمود و تلاميذ او اين علم را ترقى دادند. صاحب فصول و صاحب قوانين و رئيس الاصوليين شيخ محمد تقى اصفهانى و عالم تحرير شريف العلماى مازندرانى و تلاميذ او از جمله شيخ اعظم انصارى و اصحاب حوزه بزرگ او و تلاميذ اصحاب حوزه او، عالىترين تحقيقات در اين زمينه به عمل آوردهاند، به نحوى كه اصول فقه مؤلف علماى عامه در اين عصر در مقايسه با تحقيقات شيعه خيلى ابتدايى و سطحى است و ابدا نمودى ندارد و همچنين فقه عامه. منشأ اين همه تحقيقات را بايد در افكار علماى ايرانى جستجو نمود. متأخران از فقهاى ايرانى آثار بسيار گرانبها در علم فقه و اصول فقه از خود باقى گذاشتهاند.