سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ٨٥
اشخاص عادى خارج است و بايد به راسخان در علم در فهم اين قبيل از مطالب رجوع نمود و يا استمداد كرد. بر همين معنا محمول است رواياتى كه از عامه و خاصه نقل شده است كه (لا يجوز تفسير القرآن الا بالأثر الصحيح و ...)
اعتقاد به اين كه جميع آيات قرآن مشتمل است بر رموز كه فقط اهل عصمت و طهارت به آن آگاهى دارند، از سخايف اقوال است (يجب الاعراض عنها و ترك التشاغل بها). اين قول در سخافت و سستى و بىاساسى نظير اعتقاد به وقوع تحريف در آيات قرآنيه است [١].
رواياتى كه دلالت دارند بر عدم جواز تفسير قرآن (بالرأى)، نظر دارند به اين كه نبايد آيات قرآنيه را حمل بر آراء و عقايدى نمود كه از غير قرآن حاصل شده است [٢].
نقل و تحقيق
شيخ طايفه ناجيه شيعه، عالم محقق و مجتهد بارع ابو جعفر محمد بن حسن طوسى- رضى اللّه عنه و ارضاه فى الأبرار- در مقدمه خود بر تفسير تبيان فرموده است:
«و الّذي نقول فى ذلك: انه لا يجوز ان يكون فى كلام اللّه تعالى و كلام رسوله صلّى اللّه عليه و آله تناقض و تضاد. و قد قال اللّه تعالى «إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا» (زخرف/ ٤٣) و قال: «بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ».
(شعراء/ ١٩٥) و قال: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ» (ابراهيم/ ٤) و قال: «و فيه تبيان كل شيء» (انعام/ ٣٨) و قال: «ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ».
[١]وقوع تحريف در قرآن مجيد چه به حسب زياده و چه نقيصه، از اقوال باطله است و در روايات منقول در اين باب شواهد جعل بسيار است.
[٢]مثل حمل آيات قرآنيه بر جبر و تفويض، مثل آنكه قائلان به تنزيه و تشبيه (اشاعره و معتزله) هريك از اين دو طائفه در مقام بيان مرام و اثبات عقيده خود بر آيات قرآنى استدلال كردهاند و درست عقيده هر طائفه، طرف نقيض معتقد طايفه ديگر قرار دارد؛ در حالتى كه در همين قرآن دليل بر نفى تشبيه و تنزيه صرف موجود است و حق جمع بين اين دو است، كما هو المصرح فى المأثورات الواردة عن الائمة المعصومين عليهم السّلام بنابراين تفسير به رأى عبارت است از حمل آيات قرآنيه بر عقايدى كه برخى از غير اهل تحقيق عقائد خود را از طريق صحيح اخذ ننمودهاند و با فكر ضعيف و عقل مشوب با وهم، عقايدى غير مطابق با واقع تحصيل نمودهاند و آيات قرآنيه را حمل بر معتقد فاسد خود نمودهاند و مورد استدلال اين جماعت اغلب متشابهات از آيات است.