سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ٧٨
الى سبعة أبطن» و في رواية «... الى سبعين أبطن» [١].
در معناى متشابه كه در قرآن آيات منقسم به محكم و متشابه شده است، از طرق خاصه و عامه رواياتى نقل شده است و نيز در اين كه مراد از متشابه چيست مباحثى در كتب تفسير در اين زمينه مطرح شده است و نيز در اين كه كدام دسته از آيات قرآنيه، جزء متشابهات محسوب مىشود و تكليف در عمل به متشابهات چيست، بين محققان اختلاف است.
ما در اين اينجا اوّل مىپردازيم به معناى تفسير و فرق آن با تأويل و بيان حقيقت تأويل، بعد مختصر پيرامون محكمات و متشابهات بحث مىنماييم.
بيان وجوه فرق بين تفسير و تأويل
برخى از مردم غير وارد به اهميت تفسير، گمان كردهاند كه علم تفسير بعد از فرا گرفتن بعضى از اصول و قواعد، سهلترين علوم است [٢]؛ ولى حقيقت غير از اين است. ما نخست مىپردازيم به تعاريفى كه راجع به علم تفسير شده است و بعد وارد در معناى تفسير و تأويل مىشويم. فنقول بعون اللّه تعالى و الاستمداد من ملكوته الأعلى.
قبل از شروع بحث بايد به اين نكته توجه نمود و انصاف داد كه قرآن از آنجايى كه كلام حق تعالى است (عز شأنه العزيز) و بين كلام و متكلم كمال سنخيت وجودى موجود است، كسى حق دارد در اين بحر بىپايان شناور شود و به تفسير كلام حق پردازد كه داراى روحى پاك و قلبى صاف و مبرّا از كدورات معاصى و دور از مشتهيات نفسانى و آراسته به زيور تقوى باشد كه «اتقوا اللّه يعلمكم اللّه»، تا آنكه نتيجة بين مفسر يا مؤول و متكلم به كلمات تامات قرآنيه مناسبت
[١]برخى از محققان از علماى اصول فقه، در مسأله جواز و عدم جواز استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد، بطون قرآنيه را به برخى از لوازم معناى لفظ حمل نمودهاند؛ برخى از علماى سنت و جمعى از دانشمندان اماميه- كثّرهم اللّه تعالى- بر طبق برخى از روايات به معانى ديگر حمل كردهاند.
[٢]چند قرن است كه در حوزههاى علمى تشيع تفسير قرآن (كتابى كه مأخذ علوم اسلامى است) به كلى متروك است و گاهى در گوشه و كنار، جسته جسته ايام تعطيلى مباحثه تفسير ديده شده است، ولى براى آن اصالت قائل نبودهاند و يا آنكه عملا اين طور بوده است و بالأخره آن را جزء دروس فرعى تلقى نمودهاند.