سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ٧٤
و منشيانه است و نهايت تسلط را در تحرير مطالب علمى به فارسى داشته است. در هر دو نامه استاد خود را نزديك به حد پرستش تعريف نموده است، از اين نامهها معلوم مىشود كه نزد استاد، داراى مقامات رفيعه بوده است. آخوند از بىاقبالى مردم به علوم و معارف و نيز از انحطاط مزاج و هجوم ضعف ناشى از پيرى و ابتلاى به غربت و عدم تجانس او با ابناى زمان بسيار ناليده و بثّ و شكوى كرده است.
٤١. الواردات القلبيّة، اين كتاب نيز حاوى مطالب بسيار سودمندى است و با كمال اتقان و استحكام نوشته شده است و جزء كتاب رسائل (ص ٢٣٨ تا ص ٢٧٨) در سال ١٣٠٢ در تهران به چاپ سنگى رسيده است. در اين رساله از علماى ستايشگر و متملّق كه از حكام جور و استبداد زمان طرفدارى مىكردهاند، مذمت كرده است.
و چون مرسوم بوده است كه بعضى از علماى آن زمان از دولت وقت مستمرى مىگرفتند و بين اتباع و انصار و اهل درس و بحث خود قسمت مىكردند، البته معلوم است گرفتن اين قبيل از پولها مقدماتى لازم دارد كه نوعا توأم با كارهاى سبك و خودفروشى و التزام به حقارت و كوچكى و وقوع در شرك خفى و احترام به اشخاص فقط به جهت مال و ثروت و ارتكاب خلاف شرع و انجام كارهاى مستهجن مىباشد. (اشخاصى كه اين قبيل از كارها را انجام مىدهند، چهبسا مدعى قصد قربت به حق مىشوند و در عين اعانت به ظلم و ستم، خود را مصيب قلمداد مىنمايند و به تدريج امر بر آنها مشتبه شده و نعوذ باللّه محامل صحيحى هم پيش خود درست مىكنند) آخوند گفته است: «و العجب انه مع البلاء كله و الداء جلّه تمنى نفسه العثور و تدليه بحبل الغرور ان فيما يفعله مريد وجه اللّه و مذيع شرع رسول اللّه و ناشر علم دين اللّه و القائم بكفاية طلاب العلم من عباد اللّه، و لو لم يكن ضحكة للشيطان و سخرة لأعوان السلطان؛ لعلم بأدنى تأمل ان فساد الزمان لا سبب له الا كثرة امثال اولئك الفقهاء المحدثين فى هذه الأوان، الّذين يأكلون ما يجدون من الحلال و الحرام و يفسدون عقائد العوام باستجرائهم على المعاصى اقتداء بهم و اقتفاء لآثارهم، فنعوذ باللّه من الغرور و العمى بانّه الداء الّذي ليس له دواء».
٤٢. القواعد الملكوتيّة، در پارهاى از كتب تراجم اين كتاب جزء آثار آخوند ذكر شده است، ولى مسلّما اين اثر همان المسائل القدسية فى القواعد الملكوتيّة است.