سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ٦٢
ملا عبد اللّه زنوزى فرزند بيرمقلى، خان بابا زنوزى، مرندى، تبريزى و حواشى افضل المحققين آقا على مدرس زنوزى تبريزى [١] و حواشى عارف نامدار آقا ميرزا هاشم گيلانى [٢] و مرحوم
[١]. اسفار مرحوم آقا على مدرس (ط. تهران) كه مشتمل بر همه حواشى اوست و آنها را بخط خود نوشته، در كتابخانه دانشمند بزرگوار، مرحوم آقا ميرزا فضل اللّه خان آشتيانى (قدّس سرّه) مستشار سابق ديوان عالى تميز بود؛ بعدها بر ما معلوم شد اين اسفار در اختيار ورثه آقا على است و تمام حواشى خود را كه در طول زمان و قبل از طبع اسفار در حواشى اسفار خطى نوشته بود، به كنار صفحات اسفار چاپ تهران به خط خود منتقل نموده است. حواشى آقا على بر مباحث مختلف اسفار به طور متفرقه و در حواشى سفر نفس مبسوط و مفصل است و از حيث دقت و متانت، هم سنگ اصل كتاب است، به انضمام دقايقى كه آن مرحوم از خود داشته است و در مباحث مربوط به نشئات بعد از موت، نكات دقيق و عالى و از آيات و اخبار مربوط به احوال نفس مطالبى لطيف و دقيق به سلك تحرير آورده است. اين حواشى بر حواشى حكيم سبزوارى ترجيح دارد. آقا على از سبزوارى استاد بيشتر ديده است، حدود بيست سال درس خوانده، ولى سبزوارى هم داراى هوش و ذكاء عجيب بوده و در مدت كمى در صف مقدم اساتيد قرار گرفت.
[٢]. آقا ميرزا هاشم گيلانى رشتى معروف به اشكورى، از تلاميذ آقا محمد رضا قمشهاى و آقا على حكيم است كه در تدريس اسفار و مصباح الانس و فصوص الحكم و ساير كتب عرفانى، تخصص تام داشته است، در عرفان مسلط بوده و حواشى او بر مصباح الأنس حاكى از تضلع تام و احاطه كامل او به كلمات اهل عرفان است، خوش ذوق و با قريحه و محقّق بوده و حوزه درسش مورد استفاده اعاظم بوده و اشخاص بزرگى را تربيت كرده است. نظير او در بين قدما و هنگام رواج عرفان نيز كم است.
آقا ميرزا مهدى آشتيانى [١] (قدّس سرّه) و مرحوم حاج شيخ مهدى مازندرانى امير اميركلاهى [٢]، آقا ميرزا احمد آشتيانى [٣]، مرحوم آقا ميرزا محمد على شاهآبادى- عظم اللّه قدره- و مرحوم آقا ميرزا زكى ترك و آقا ميرزا محمود آشتيانى و آقا بزرگ مشهدى شهيدى (قدّس سرّه) و آقا سيد محمد كاظم عصار تهرانى از تلاميذ آن مرحومند.
[١] آقا ميرزا مهدى آشتيانى (قدّس سرّه) يكى از اساتيد متبحر عصر ما در فلسفه و عرفان بود كه در فلسفه مشاء و اشراق و حكمت متعاليه و عرفان بحرى موّاج و در علوم نقليه از فقه و اصول و رجال و حديث و به خصوص در تفسير و احاديث مربوط به عقائد، اطلاعات كافى و وافى داشت؛ حقير از محضر آن مرحوم به طور متفرقه زياد استفاده نمودهام، ولى ايامى كه ايشان تدريس مىنمودند، نگارنده مبتدى بود و نمىتوانست كما هو حقه از محضرشان استفاده كافى نمايد و اواخر عمر چون مبتلا به كسالت شديد بودند، قدرت تدريس نداشتند. به حقير عنايت زياد داشتند و مانند پدرى مهربان و رءوف مرا مورد الطاف خودشان قرار مىدادند و تشويقم مىفرمودند. آن مرحوم غرق در علميات بود و بىخبر از موجبات اقبال مردم عوام، شخصى با صفا و متدين و عاشق و شيفته اهل عصمت و طهارت بود.
[٢] مرحوم حاجى شيخ مهدى مازندرانى از تلاميذ اساتيد تهران و در علوم نقلى از شاگردان مرحوم شريعت اصفهانى «شيخ الشريعة» و آقا سيد محمد كاظم يزدى بودند و نگارنده قسمتى از سطوح رسائل و مكاسب و قسمتى از شرح منظومه و شوارق را نزد آن مرحوم قرائت نمودم؛ علاوه بر مراتب علمى در زهد و ورع و بىاعتنائى به شئون دنيا وى كم نظير بودند.
[٣] آقاى آقا ميرزا احمد آشتيانى (رحمة اللّه عليه) فرزند مرحوم ميرزاى آشتيانى، مجتهد بزرگ عصر قاجار، يكى از اساتيد بزرگ عصر ما در علوم نقلى و عقلى مىباشند كه علاوه بر تخصص در علوم نقلى و تبحر در عقليات؛ فلسفه و عرفان و طب قديم و فنون رياضى و جامعيت بىنظير، يكى از اوتاد اعصار در زهد و ورع و تقوى بودند و در بلندى طبع و علو همت و نجابت و اصالت، تالى اهل عصمت به شمار مىروند. حقير مدتى از محضر آن حضرت استفاده نموده است و عنايتى خاص به حقير داشتند، الحق مصداق واقعى قول معصومند كه فرمود: عالم ربانى كسى است كه درك محضر او انسان را متوجه مبدأ اعلى نمايد. معظم له در سال ١٣٠٠ ه. ق متولد شدهاند، فرزند بزرگ ايشان آقاى آقا ميرزا محمد باقر آشتيانى يكى از افاضل و دانشمندان نامدار اين عصرند كه علاوه بر استفاده از محضر والد ماجد خود، مدتها به درس آقا ضياء الدين عراقى و آقا ميرزا حسين نائينى حاضر شدهاند و خود از اساتيد بزرگ و مسلم اين عصرند و از حيث روحيات و اخلاق به پدر ماجد خود، تأسّى نمودهاند و از حسنات دوران به شمار مىروند، «اديمت ظلاله و حرسه اللّه تعالى عن العاهات».