سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ٤٧
عاجز مانده و مىگويد: «إن قدرت». در مباحث حركت جوهرى بيان كرديم كه موضوع در حركت بايد به حسب وجود و تشخص باقى باشد و موجود جسمانى متحرك موضوع حركت آن ماده با يك صورتى است به نحو اطلاق و ابهام، چون قرار و ثبات شأن مجرد است و در حركت در كم و كيف موضوع حركت جسم است با مقدار «ما» يا كيف «ما» و اصولا تشخص موجود متحرك بيش از اين ممكن نيست باشد. اين معنا را در مباحث قبلى بيان كرديم.
صاحب حكمة الاشراق به واسطه نرسيدن به آنچه كه ذكر شد، حركت در مقوله «كم» را انكار كرده است؛ شيخ الرئيس نيز اظهار عجز در اين مسأله نموده است و از اثبات موضوع ثابت در نبات و حيوان عاجز مانده و ندانسته است كه موضوع در حركت كميه، عبارت است از جسم مع كم ما و فى الحركات الكيفيّة مع كيف ما و ان المادة مع صورة ما هى الموضوع للحركة الجوهريّة.
بعضى از اساتيد ما تصور مىفرمودند كه مراد از «كم ما» يا «كيف ما» صورت و وجود مبهمه است و اشكال مىنمودند كه موضوع خارجى حركت با منضمات آن بايد امر مشخص بالفعل باشد، در حالتى كه جسم متشخّص با كم يا كيف به اعتبار وحدت شخصى، موضوع حركت است و ابهام لازمه موضوع متحرك غير ثابت است و امرى كه يك آن بقاء ندارد، شخص آن قابل اشاره نيست و ابهام و عدم تعيّن ملازم با قوه لازمه موجود متحرك است و جهت ثبات آن، همان فرد مجرد عقلانى است كه طبيعت سيال قوه آن عين فعليت و فعليت آن عين قوه است؛ اين عبارت از شيخ است:
«و اما الشيء الثابت فى الحيوان فانه اقرب الى البيان، و لى فى الأصول المشرقيّة خوض عظيم فى التشكّك، ثم فى الكشف و اما فى النبات فالبيان اصعب (چون اجزاى نبات مختلف الطبائع نمىباشند و اجزاى آن متشابهند و ليكن اجزاى حيوان چون تشابه ندارند، ممكن است جزئى از آن اصل و ثابت و بقيه اجزاء آن فرع و متغير باشند) و اذا لم يكن ثابتا كان تميّزه ليس بالنوع، فيكون بالعدد، ثم كيف تكون بالعدد اذا كان استمراره فى مقابل الثبات غير متناهى القسمة بالقوة و ليس
ه. ق، ص ٣٨٠، ٤٠٥، ٤٠٦.